پاییز و زمستان 1405
شماره 1 (بهار و تابستان)

 


 آمار و ارقام نشریه

  • تعداد دوره‌ها   16
  • تعداد شماره‌ها   32
  • تعداد مقالات   313
  • تعداد نویسندگان   624
  • تعداد مشاهده مقاله   440,223
  • تعداد دریافت فایل اصل مقاله   291,075
  • تعداد مقالات ارسال شده   2,068
  • تعداد مقالات پذیرفته شده   179
  • درصد عدم پذیرش   74
  • تعداد پایگاه های نمایه شده   12
  • تعداد داوران   223

 

 «مطالعات بین رشته ای رسانه و فرهنگ»
یک نشریه با دسترسی آزاد به مقالات است.

 

فصلنامه علمی پژوهشی مطالعات میان رشته ­ای در رسانه وفرهنگ، با هدف اصلی گسترش و تبیین دیدگاههای نظری و ارائه دستاوردهای پژوهشی بدیع در حوزه ارتباطات و رسانه ها در سال1389 در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات) راه اندازی شده است.

این مجله حاصل مقالات منبعث از پژوهش­ هایی است که به تحلیل و ارزیابی نقش رسانه­ ها در فرهنگ، ارتباطات انسانی و اجتماعی، مسائل پیرامون رسانه­ های سنتی و رسانه­ های نوین از جمله سیاست­گذاری، تولید و مصرف محتوای رسانه­ ها، افکار عمومی، حوزه ­های نوپدید مطالعات ارتباطاتی (ارتباطات علم و فناوری، ارتباطات محیط زیست، ارتباطات مخاطره، ارتباطات بحران) و روش­ شناسی می­ پردازد.

 

با توجه به اهمیت رویکردهای نوینی چون بین رشته ­ای و میان رشته­ ای، انتقادی، پسامدرنیستی، پسااستعماری، در کنار رویکردهای سنتی، این نشریه از پژوهش­های مختلف و متنوع در این زمینه استقبال می­کند. همچنین با توجه به اهمیت نظرات مخاطبان در ارتقاء سطح مجله و ایجاد رضایت در نویسندگان، از متفکران، پژوهشگران و استادان این حوزه تقاضامندیم، این نشریه را همچون گذشته از دیدگاه ­های ارزشمند خود بهره مند سازند.

این مجله برای دستیابی به اهدافش  محورهای خاصی را معرفی می­کند؛ اما محورها محدود به موارد گفته شده نیستند؛ بدیهی است از مقالات نوآورانه استقبال می­شود. برخی از محورهای مورد توجه مجله عبارتند از:

  • دین، اخلاق، و حقوق درارتباط با رسانه ­ها
  • مطالعات تاریخی در ارتباطات و رسانه ها
  • مطالعات در حوزه زبان و محتوای رسانه ها
  • مدیریت و سیاست گذاری رسانه­ ها
  • بازی، هنر و زیبایی شناسی در رسانه ها
  • مطالعه در حوزه­های نوین ارتباطات (علم و فناوری، محیط زیست، مخاطره و بحران)
  • روش­شناسی و رویکردهای نوین در مطالعات رسانه­ها و فرهنگ
  • علوم شناختی و روان­شناسی در رسانه­ ها و ارتباطات
  • مطالعات فرهنگی
  • مطالعات افکار عمومی و سیاست در ارتباطات و رسانه­ ها
  • بازاریابی، تبلیغات و پروپاگاندا
  • مطالعات تطبیفی در موضوعات مطروحه

مشخصات نشریه

  • محل چاپ: ایران، تهران
  • ناشر: پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات‌فرهنگی
  • حوزۀ تخصصی:   مطالعات میان رشته ای در رسانه و فرهنگ
  • اعتبار مجله: علمی‌پژوهشی (مشاهده  جزئیات)
  • زبان مجله: دو زبانه؛ فارسی با چکیده انگلیسی
  • نوبت انتشار: دو فصلنامه
  • نوع انتشار: چاپی و الکترونیکی
  • هزینۀ بررسی و انتشار مقاله: دارد(مشاهده جزئیات)
  • بازه زمانی بررسی اولیه مقالات: 7 الی 10 روز
  • نوع داوری: حداقل 2 داور، دوسویه‌ناشناس(مشاهده جزئیات)
  • زمان داوری: سه تا شش‌ماه
  • درصد پذیرش مقالات: -
  • استفاده از مشابه یابی قبل از ارسال به داوری: دارد (سامانه مشابه یاب، متون سمیم نور)
  • نمایه‌شده: بلی
  • دسترسی به مقاله‌ها: رایگان (تمام متن)
  • رتبۀ مجله: [۱۳۹8(76) ب (پرتال نشریات علمی)
  • وضعیت درISC: کیفیت Q4 (وضعیت مشاهده)
  • پست‌الکترونیک: mediastudies1392@gmail.com  

 


محقق گرامی لطفا پیش از ارسال مقاله موارد زیر را ملاحظه و فایلهای پیوست را مطالعه نمایید.


مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

کارکرد پادکست‌های تجربه زیسته در تحول حوزه عمومی؛ مورد مطالعه: "رادیو مرز"

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.52895.2986

ویدا همراز، محمد جواد زمانی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش و کارکرد پادکست‌های تجربه ‌زیسته در تحول حوزه عمومی با تمرکز بر رادیو‌ مرز به‌عنوان یک مورد مطالعه از رسانه‌های "صدا پایه" است. این پژوهش تلاش می‌کند تا درک عمیق‌تری از چگونگی استفاده از داستان‌های شخصی و تجربیات فردی در رسانه‌های صوتی جدید برای ایجاد تغییرات اجتماعی در حوزه عمومی فراهم آورد. برای دستیابی به هدف فوق، با رویکرد کیفی، از روش تحلیل مضمون استفاده و پادکست‌ "رادیو مرز" به عنوان نمونه مورد مطالعه، تحلیل شد. یافته‌های پژوهش که براساس هفت مضمون اصلی "افزایش آگاهی اجتماعی"، "بازاندیشی در مفاهیم اجتماعی"، "تغییرات فرهنگی و هویتی"، "بحران‌های اجتماعی و تحول حوزه‌عمومی"، "تحولات اجتماعی و چالش‌های جنسیتی"، "تأثیر رسانه‌های نوین بر تحول حوزه عمومی" و "ایجاد جوامع آنلاین و حوزه عمومی شبکه‌ای" است؛ نشان می‌دهد پادکست‌های تجربه زیسته می‌توانند نقش مهمی در ایجاد گفت‌وگوهای اجتماعی عمیق، شکل‌دهی به هویت جمعی و جمعیت‌های آنلاین ایفا ‌کنند. نتیجه این پژوهش نشان می‌دهد که پادکست‌ها می‌توانند، کنار سایر رسانه‌های اجتماعی فضای جدیدی را برای شنیده شدن صداهای در حاشیه و شکل‌گیری حوزه عمومی دیجیتال و تحول حوزه عمومی سنتی در ایران ایجاد کنند.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

برساخت گفتمانی فساد اقتصادی در توئیتر: تحلیلی بر پایه مدل ون دایک

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.53726.3016

زهره قویدل، سوده مقصودی

چکیده توئیتر به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شبکه‌های اجتماعی، بستری برای بازتاب سریع واکنش‌های کاربران و شکل‌گیری و بازنمایی گفتمان‌های اجتماعی درباره مسائل عمومی به‌شمار می‌آید. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نحوه بازنمایی فساد اقتصادی در گفتمان کاربران فارسی‌زبان توئیتر و با تکیه بر چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی تئون اِی. ون‌دایک انجام شده است. داده‌های پژوهش شامل ۲۰۰ توئیت فارسی مرتبط با هشتگ‌های «فساد اقتصادی» در بازه زمانی شهریور ۱۴۰۲ تا مرداد ۱۴۰۳ است که با روش نمونه‌گیری هدفمند گردآوری شدند. توئیت‌ها بر اساس معیارهایی همچون ارتباط مستقیم با موضوع، فارسی‌بودن متن، اصالت حساب کاربری و حذف محتوای تبلیغاتی و بازنشرهای تکراری انتخاب و در سه سطح معنایی، واژگانی و استدلالی تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که در گفتمان کاربران توئیتر، فساد اقتصادی در ایران به‌عنوان پدیده‌ای چندلایه و شبکه‌ای تصویر می‌شود که به‌طور گسترده با ساختارهای قدرت و سازوکارهای نهادی پیوند داده می‌شود. تحلیل داده‌ها به شناسایی سه گفتمان مسلط شامل «فساد ساختاری و نهادینه»، «فساد اقتصادی نخبگان قدرت» و «سیاسی‌سازی فساد به‌مثابه ابزار رقابت و حذف» انجامید. در مجموع، نتایج بیانگر آن است که شبکه‌های اجتماعی بستر مهمی برای بازتولید گفتمان‌های انتقادی درباره فساد اقتصادی و پیوند آن با ساختار قدرت در عرصه عمومی هستند.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

تحول‌پذیری و پایداری سبک زندگی اسلامی‌-‌ایرانی در برابر تهاجم نرم: بازتعریف تاب‌آوری فرهنگی در دوران دیجیتال

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.54099.3028

محمد حیدری فرد

چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین مفهوم «تاب‌آوری فرهنگی» در مواجهه با تحولات زیست دیجیتال و بررسی امکان حفظ هویت و ارزش‌های سبک زندگی اسلامی‌ـ‌ایرانی در کنار تحول‌پذیری فرهنگی انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، چگونگی تداوم مؤلفه‌های هویتی در شرایط گسترش رسانه‌های نوین و فشارهای فرهنگی فضای دیجیتال است. چارچوب نظری پژوهش بر بازتعریف تاب‌آوری فرهنگی به‌عنوان تعامل میان پایداری و تحول‌پذیری استوار است و با رویکرد کیفی و روش نظری ـ تحلیلی انجام شده است. داده‌ها از طریق تحلیل محتوای منابع دینی، اسناد راهبردی فرهنگی و متون علمی مرتبط با فرهنگ، رسانه و زیست دیجیتال گردآوری و تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که سبک زندگی اسلامی‌ـ‌ایرانی دارای ظرفیت‌های درونی برای انطباق با تحولات دیجیتال از طریق بازتولید خلاقانه ارزش‌ها و اجتهاد فرهنگی است، بدون آنکه اصول هویتی آن دچار گسست شود. نتیجه پژوهش بیانگر آن است که تاب‌آوری فرهنگی در عصر دیجیتال مستلزم شکل‌گیری الگوهای درون‌زا و فعال تعامل با فناوری است که امکان تداوم و بازآفرینی فرهنگی را در بستر زیست دیجیتال فراهم می‌سازد.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

شناسایی عوامل مؤثر بر شکل‌گیری «تفاوت در فهم متن» در فضای مجازی از منظر دانشجویان دختر

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.48255.2834

مظهر بابائی، پرستو صالحی

چکیده امروزه، بخش مهمی از تعاملات افراد در بستر پیام‌رسان‌های اجتماعی صورت می‌گیرد. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر شکل‌گیری «تفاوت در فهم متن» در فضای مجازی از منظر دانشجویان دختر بود. برای دستیابی به این هدف از پارادایم تفسیری، رویکرد کیفی و روش پژوهش هرمنوتیک، بهره برده شد. میدان پژوهش شامل دانشجویان دختر دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی 1402-1401 بود که با نمونه‌گیری هدفمند، به تعداد 19 دانشجو انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته بود. یافته‌های پژوهش در دو بخش عوامل مؤثر بر شکل‌گیری اختلاف فهم در تبادلات متنی و راهکارهای کاهش این عوامل، ارائه شد. بخش عوامل در سه زمینه‌ی عوامل مبتنی بر فرستنده‌ی پیام، گیرنده‌ی پیام و ماهیت ارتباط در فضای مجازی و بخش راهکارها نیز در سه زمینه‌ی راهکارهای مبتنی بر فرستنده‌ی پیام، گیرنده‌ی پیام و جایگزینی تعامل مجازی با سایر روش‌های تعامل ارائه شد. نتایج نشان داد که از نظر دانشجویان هر سه عامل فرستنده، گیرنده و بستر شبکه‌های اجتماعی در شکل‌گیری تفاوت از فهم متن نقش دارند و برای کاهش آن نیز فرستنده و گیرنده‌ی پیام را دارای نقش می‌دانند؛ اما دانشجویان هم در زمینه‌ی عوامل شکل‌گیری تفاوت فهم و هم در زمینه‌ی راهکارها، تمرکز بیشتری بر نقش فرستنده‌ی پیام دارند.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

گرامر آشپزی: مطالعه دلالتهای فرهنگی غذا در سینمای ایران

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.54463.3043

احسان آقابابایی

چکیده هدف اصلی این مقاله واکاوی دلالت‌های فرهنگی بازنمایی غذا در سینمای ایران است. چهارچوب مفهومی پژوهش بر نظریه «گرامر آشپزی» کلود فیشلر استوار است که غذا را نظامی نشانه‌ای می‌داند و بر اساس آن، هر فرهنگی دارای قواعد ضمنی است شامل اینکه «چه چیزی»، «چگونه» و «توسط چه کسی» خورده می‌شود. روش تحقیق، تحلیل روایت در دو سطح داستان (شخصیت‌ها و کنش‌ها) و گفتمان (گره‌های روایی) است. نمونه‌گیری به شیوه هدفمند انجام شد و حجم نمونه شامل ۳۵ فیلم ایرانی در دهه نود است که حداقل یک سکانس مرتبط با پراکسیس غذایی داشتند. یافته‌های اصلی نشان می‌دهد در فیلمهای مورد مطالعه غذا به مثابه تمایز جنسیتی، غذا به عنوان تسهیل‌گر یا مانع کنش متقابل و غذا به عنوان بازنماکننده آیین‌های دینی، ملی و باورهای طب سنتی عمل می‏کند. نتیجه آنکه در سینمای ایران، الگویی دوقطبی و مبتنی بر ارزش‌های مردسالارانه در حوزه جنسیت، لزوم دوام روابط اجتماعی مشروع و لزوم برگزاری آیین‌های فرهنگی سنتی را بازتولید می کند

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

تحلیل تضاد ارزشها در فیلم برادران لیلا؛ از ساختار روایت تا دریافت مخاطب

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.54054.3027

مینا حسنی، احسان آقابابایی، علی قنبری برزیان

چکیده پژوهش به تحلیل فیلم «برادران لیلا» بعنوان بازنمایی سینمایی بحران‌های ساختاری در جامعه ایران می‌پردازد و بر تعارض میان ساختارهای سنتی و ارزش‌های نسل جوان تمرکز دارد. چارچوب مفهومی مبتنی بر نظریه گذار ارزشی رونالد اینگلهارت و نظریه دریافت است؛ نظریه‌ای که فهم اثر را نتیجه تعامل میان ساختار و دریافت‌کننده می‌داند. روش تحقیق، تحلیل روایت با بهره‌گیری از تکنیک‌های تحلیل سلبی - کادوری و مصاحبه با مخاطبان فیلم ،به‌صورت گفتگو محور و نیمه ساختار یافته ، میباشد. یافته‌ها نشان می‌دهد فیلم با میزانسن شلوغ و رئالیستی خود، بحران اقتصادی و فروپاشی سرمایه اجتماعی را به‌عنوان نیروی محرک روایت به تصویر می‌کشد. بحران، تنها اقتصادی نیست، بلکه در آرمان‌گرایی خودخواسته و نبود کنشگری هدفمند جمعی ریشه دارد و در نهایت به انفعال و خنثی‌شدگی می انجامد. این انفعال بیانگر بحران مرجعیت نهادها در گفتمان فرامتنی فیلم است که کارگردان از طریق نمادها، زبان سینمایی و دیالوگ‌ها نشان می‌دهد و مخاطبان نیز آن را تأیید می‌کنند. از منظر مخاطب، پایان‌بندی بدون گره‌گشایی کلاسیک و هم‌زمانی مرگ پدر با شادی کودکان پیام تحول غیرمنتظره را منتقل می‌کند. با وجود پایداری ارزش‌هایی همچون معناجویی و کیفیت زندگی، این ارزش‌ها زیر فشار بحران‌های اقتصادی و ظهور بازیگران جدید قدرت به حالت تعلیق درآمده‌اند.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

تحلیل لایه‌ای علّی (CLA) هویت مخاطب در رسانه‌های اجتماعی: از داده‌های پروفایل تا اسطوره‌های فرهنگی

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.53131.2993

امیر گروسی، سعید عربلوی مقدم

چکیده پژوهش حاضر با بهره‌گیری از چارچوب «تحلیل لایه‌ای علّی» به بررسی چگونگی بازتولید هویت مخاطب در رسانه‌های اجتماعی می‌پردازد. با رویکرد کیفی–تفسیری و تحلیل داده‌های گردآوری‌شده از ۶۰ پروفایل عمومی در اینستاگرام، ایکس و تیک‌تاک، چهار سطح هویت شامل لایه‌های داده‌ای (لیتانی)، ساختاری–الگوریتمی، گفتمانی و استعاری واکاوی شد. یافته‌ها نشان داد در سطح داده‌ای، هویت به شاخص‌های کمی مانند لایک و فالوور تقلیل می‌یابد؛ در سطح ساختاری، منطق اقتصاد توجه و الگوریتم‌ها مخاطب را به کالایی تبلیغاتی بدل می‌سازند؛ در سطح گفتمانی، کاربران میان برندسازی فردی و کنش جمعی شبکه‌ای در نوسان‌اند؛ و در سطح استعاری، روایت‌هایی چون «فرد سوپراستار» و «قبیله دیجیتال» معناهای فرهنگی هویت را بازتولید می‌کنند. نتایج نشان می‌دهد آینده هویت مخاطب ترکیبی از فردی‌سازی الگوریتمی و جمعی‌سازی فرهنگی است. این یافته‌ها پیامدهایی برای نظریه‌پردازی ارتباطی، سیاست‌گذاری رسانه‌ای و ارتقای سواد رسانه‌ای دارد.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

الگوی ساختاری روابط میان جو مدرسه، گرایش به تفکر انتقادی و سواد رسانه‌ای در دانش‌آموزان دختر دبیرستانی

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.53147.2994

فرشته چراغی

چکیده این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی گرایش به تفکر انتقادی در رابطه بین جو مدرسه و سواد رسانه‌ای دانش‌آموزان دختر دوره دوم متوسطه انجام شد. روش تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان دختر متوسطه منطقه ۴ شهر تهران بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۳۶۰ نفر تعیین و به روش خوشه‌ای تصادفی انتخاب شد. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه جو مدرسه لی و همکاران (Lee et al., 2017)، پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریکتس (Ricketts, 2003) و پرسشنامه سواد رسانه‌ای فلسفی (1393) استفاده شد. داده‌ها با استفاده از روش معادلات ساختاری و نرم‌افزار AMOS تحلیل گردید. نتایج نشان داد جو مدرسه پیش‌بینی‌کننده مثبت گرایش به تفکر انتقادی و سواد رسانه‌ای است. همچنین، گرایش به تفکر انتقادی نقش میانجی معناداری در رابطه بین جو مدرسه و سواد رسانه‌ای ایفا می‌کند (β = 0.27, p < 0.001). مقدار ضریب تعیین (R²) برای سواد رسانه‌ای برابر با 0.26 بود که نشان می‌دهد جو مدرسه و گرایش به تفکر انتقادی ۲۶ درصد از واریانس آن را تبیین می‌کنند. این یافته‌ها بیانگر آن است که جو مثبت مدرسه بستر رشد تفکر انتقادی را فراهم کرده و از این طریق موجب ارتقای سواد رسانه‌ای دانش‌آموزان می‌شود.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

تحلیل طرح‌واره‌های استدلالی و احتمال بروز مغالطه‌ها در گفتمان فمینیستی فضای مجازی : مطالعه‌ای بر گفتار کاربران فارسی زبان اینستاگرام و ایکس

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.53755.3018

علی شاهسون مارکده

چکیده پژوهش حاضر با طرح این مسئله انجام شد که استدلال‌های به‌کاررفته در گفتمان فمینیستی فضای مجازی فارسی‌زبان تا چه اندازه بر طرح‌واره‌های معتبر تکیه دارند و چه میزان در معرض بروز مغالطه قرار می‌گیرند. هدف پژوهش تحلیل الگوهای استدلالی و نحوه شکل‌گیری خطاهای منطقی در گفتار کاربران بود. مطالعه با روش کیفی و به‌صورت تحلیل محتوای قیاسی انجام شد و جامعه آن تمامی پست‌ها و توییت‌های مرتبط با گفتمان فمینیستی در دو پلتفرم «ایکس» و «اینستاگرام» را دربر می‌گرفت. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و ترکیبی انجام شد و واحدهای گفتاری واجد ساختار استدلالی بر اساس طرح‌واره‌های استدلالی داگلاس والتون (2006، 2008) و با بهره‌گیری از جدول رمزگذاری و پرسش‌های انتقادی مرتبط تحلیل شدند. نتایج نشان داد که طرح‌واره‌های علّی/تبیینی و مفهومی/تعریفی بیشترین کاربرد را داشتند، درحالی‌که استدلال‌های قیاسی و خطابی کمترین انسجام منطقی را به نمایش گذاشتند. همچنین، بخش قابل‌توجهی از استدلال‌ها از نظر منطق غیرصوری معتبر ارزیابی نشدند و الگوهای هیجانی و هویتی اغلب جایگزین استدلال عقلانی شده بودند. نتیجه‌گیری پژوهش نشان داد که بروز مغالطه‌ها تنها ناشی از خطای منطقی نیست و کارکردهای ارتباطی و هویتی نیز دارد، اما تداوم ضعف استدلالی ضرورت توجه جدی به آموزش تفکر انتقادی و مهارت استدلال‌ورزی در شبکه‌های اجتماعی را برجسته می‌کند.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

واکاوی سیاست‌گذاری‌های حوزه سواد رسانه ای و اطلاعاتی با تاکید بر برنامه های یونسکو(دستورالعمل‌ها، راهبردها،رویکردها و الزامات)

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.54980.3066

بهاره نصیری، آمنه بختیاری

چکیده پژوهش حاضربا هدف واکاوی سیاست‌گذاری‌های حوزه سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی با تاکید بر برنامه‌های یونسکو (دستورالعمل‌ها، راهبردها، رویکردها و الزامات) است. سواد رسانه‏ای و اطلاعاتی یک مفهوم ترکیبی در نظر گرفته شده و به حق دسترسی به اطلاعات از طریق فناوری‏های اطلاعاتی و ارتباطی می‏پردازد. این سیاست‌ها ارائه‏دهنده یک رویکرد هماهنگ است که به‌نوبه خود تمامی فعالان را قادر به تنظیم سیاست‏گذاری‏ها و راهبردهای ملی سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی پایدارتری می‌نماید. پژوهش حاضر از منظر هدف، بنیادی و به این سوال اصلی می‌پردازد که: دستورالعمل‌ها، راهبردها، رویکردها و الزامات سیاستگذاری‌های سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی در برنامه‌های یونسکو چیست؟ گردآوری داده‌ها با روش اسنادی و با تکیه بر سیاستگذاری‌های سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی یونسکو بدست آمده و یافته‌ها در پنج بعد اصلی دستورالعمل‌ها، راهبردها، مؤلفه‌ها، رویکردها و الزامات سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی می‌باشد. نتایج نشان داده که اجرای ابعاد این سیاستگذاری‌ها در راستای ترویج و تبلیغ آنها در سطوح ملی و منطقه‌ای حائز اهمیت است و نباید از این حقیقت غفلت ورزیم که نظام‌های رسانه‌ای و اطلاعاتی نقشی اساسی در ترویج و تبلیغ مشارکت فعال شهروندان، مسئولیت اخلاقی آنان، پذیرش گفتمان‌ها، توانمدسازی شهروندان، در دسترس بودن فناوریهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی، حقوق بشر، مردم‌سالاری و توسعه منصفانه ایفا می‌کنند.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

از سواد فردی تا ظرفیت اکوسیستمی: تدوین و اعتبارسنجی الگوی ماتریسی سواد رسانه‌ای هوشمند (یک مطالعه آمیخته)

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.54644.3050

قاسم آزادی احمدآبادی

چکیده هدف و مسئله: این پژوهش با هدف گذار از «سواد فردی» به «شایستگی اکوسیستمی» و طراحی شاخص‌هایی جامع به منظور ارزیابی سواد رسانه‌ای در عصر هوش مصنوعی انجام شد.

چارچوب نظری: الگوی پیشنهادی بر نوآوری «ظرفیت پویا در تقاطع چهار سیستم» استوار است: سواد رسانه‌ای نه یک مهارت ثابت فردی، بلکه شایستگی‌ای اکوسیستمی تعریف می‌شود که در تعامل همزمان سیستم‌های فردی (ذهن)، فناوری (الگوریتم)، اجتماعی (گفتمان) و قدرت (ساختار) شکل می‌گیرد. این چارچوب ماتریسی، سه حالت تعاملی «درک، نقد و خلاقیت» را در عرض این چهار سیستم قرار داده و ۱۲ ظرفیت پویا را تعریف می‌کند.

روش‌شناسی: پژوهش از نوع توسعه‌ای-اعتبارسنجی بود. پس از مرور نظام‌مند ادبیات میان‌رشته‌ای، الگوی مفهومی، طراحی و روایی محتوای آن با مشارکت خبرگان این حوزه و با شاخص‌های CVR و CVI ارزیابی شد.

یافته‌ها: تمام مؤلفه‌ها از ضرورت، وضوح و تناسب مناسبی برخوردار بودند؛ مقدار کلی CVR برابر با ۰٫۷۹ و میانگین CVI برای وضوح و تناسب به‌ترتیب ۰٫۹۱ و ۰٫۹۳ به‌دست آمد.

نتیجه: الگوی ماتریسی طراحی‌شده که گذار از سواد فردی به شایستگی اکوسیستمی را عملیاتی می‌کند، می‌تواند به‌عنوان مبنایی معتبر برای بازنگری برنامه‌های آموزشی سواد رسانه‌ای، طراحی ابزارهای سنجش و سیاست‌گذاری در عصر هوش مصنوعی مورد استفاده قرار گیرد.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

بررسی رابطه محرومیت نسبی با قوم‌گرایی سیاسی با تأکید بر نقش میانجی‌گری احساس تبعیض مذهبی و استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی (مورد مطالعه: شهر بوکان)

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.53744.3017

علی اصغر قاسمی سیانی، حسین حیدری، فریده فرخ‌دوخت

چکیده هدف پژوهش بررسی نقش محرومیت نسبی گروهی، احساس تبعیض مذهبی و استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی بر قوم‌گرایی سیاسی است. روش پژوهش پیمایش و جامعه آماری شامل شهروندان بالای ۱۸ سال شهر بوکان است. حجم نمونه برابر با ۳۸۰ نمونه است که با روش خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که احساس تبعیض مذهبی بیشترین تأثیر را بر ابعاد مختلف محرومیت نسبی، به ویژه بعد سیاسی (β=0.692)، سپس بعد اقتصادی (β=0.441) و اجتماعی-فرهنگی (β=0.439) دارد. علاوه بر این، استفاده از شبکه‌های اجتماعی موجب تشدید ابعاد اقتصادی (β=0.504) و اجتماعی-فرهنگی محرومیت نسبی شده است. با این حال، هیچ‌یک از ابعاد محرومیت نسبی اثر مستقیم معناداری بر قوم‌گرایی سیاسی نشان نمی‌دهند و ضریب تبیین مدل پایین (R²=0.098) است، که نشان‌دهنده محدود بودن قدرت تبیینی مستقیم مدل است. نتایج نشان داد که قوم‌گرایی سیاسی بیشتر از مسیرهای غیرمستقیم و زمینه‌ای، به‌ویژه از طریق ادراک تبعیض مذهبی و بازنمایی نابرابری‌ها در شبکه‌های اجتماعی شکل می‌گیرد. بنابراین شبکه‌های اجتماعی بیش از آن‌که عامل مستقیم کنش سیاسی باشند، بستری برای تشدید ادراک بی‌عدالتی و تهدید هویتی فراهم می‌کنند. این نتایج بر ضرورت توجه به عدالت اداری، نمایندگی سیاسی و مدیریت هوشمند فضای رسانه‌ای تأکید دارد.

مطالعه نقش اینستاگرام در ترویج سند 2030

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 شهریور 1404

https://doi.org/10.30465/ismc.2025.49135.2867

کمیل خجسته

چکیده انقلاب فناوری ارتباطات تحولات عمیقی در سبک زندگی، کار و ارتباطات انسان‌ها ایجاد کرده است. پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام با تغییر در زنجیره تولید سنتی و اعمال حکمرانی دیجیتالی، تأثیرات اجتماعی و سیاسی زیادی به همراه داشته‌اند که منجر به تضعیف قدرت دولت‌های ملی و هویت‌های فرهنگی می‌شود. این پژوهش به بررسی چگونگی تأثیرگذاری اینستاگرام بر ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و حکمرانی دولت‌ها و همچنین نحوه ترویج اهداف 2030 می‌پردازد و از روش توصیفی-تحلیلی بهره برده و منابع مختلفی از جمله اسناد رسمی شرکت متا و اینستاگرام را استفاده کرده است.

چارچوب پژوهش نشان می‌دهد که پلتفرم‌ها در رقابت با دولت‌ها و شرکت‌ها، تلاش دارند زنجیره ارزش رقابتی را بشکنند. آن‌ها با تغییر ساختار تولید که بازار بر اساس قدرت دولت مدرن ایجاد کرده، و با ایجاد همتایان تولیدکننده و مصرف‌کننده، موجب کاهش قدرت دولت‌ها و شکل‌گیری زنجیره تولید جدید می‌شوند. در این راستا، اینستاگرام با شکستن زنجیره ارزش رقابتی که پیشتر تحت سلطه دولت‌ها بود، توانسته است هنجارها و سیاست‌های خود را بر کاربران اعمال کند. نتایج نشان می‌دهند که این سیاست‌ها در راستای پیاده‌سازی اهداف سند 2030 هستند و ایجاد چالش‌های جدی برای دولت‌ها و هویت‌های فرهنگی می‌کنند که نیاز به واکنش و سیاست‌گذاری دقیق برای حفظ این عناصر دارد.

نقش شبکه‌های اجتماعی مجازی در فرآیند اقناع رسانه‌ای جوانان اروپایی توسط گروه‌های تروریستی (مطالعه موردی: داعش)

دوره 10، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 211-244

https://doi.org/10.30465/ismc.2021.6077

هومن قاپچی، علی اکبر فرهنگی، طاهر روشندل اربطانی، سیدمهدی شریفی

چکیده در این تحقیق، با روش «مطالعۀ موردی» و روش نمونه‌گیری « گلوله‌برفی» 124 نفر از جوانان اروپایی‌ که جذب داعش شده‌اند مورد مطالعه قرار گرفته و برای هرکدام پروفایل جداگانه ساخته شد. در این پروفایل‌ها نام، نام‌خانوادگی، نام‌مستعار، سن، جنسیت، تحصیلات، شغل، مذهب، محل سکونت، اصلیت نژادی، ماموریت، دلیل جذب، طریق‌جذب، وضعیت فعلی، فنون اقناع، نقش رسانه در جذب، نوع بازنمایی در رسانه‌جمعی و تولید، توزیع، مصرف یا حضور در محتوای داعش بررسی شده است.
نقش رسانه‌های اجتماعی در جذب این‌ مخاطبان خاص و به‌ظاهر دست‌نیافتنی پرسش اصلی این تحقیق بوده است. پرسش‌های فرعی عبارتند از:
1. نقش رسانه در جذب جوانان اروپایی کدام‌یک از این سه حالت بوده است؟ عامل جذب، کاتالیزور(شتاب‌دهنده) یا بی‌تاثیر؟
2. نسبت (تولید‌کننده‌های محتوای داعش) با (توزیع‌کننده‌های محتوای داعش)، (مصرف‌کننده‌های محتوای داعش) و (حاضرین در محتوای داعش) در این جامعه موردی به چه میزان است؟
3. کدامیک از فنون چهارده‌گانۀ اقناع برای جذب این افراد بیشتر به کار رفته است؟
4. نوع و نسبت بازنمایی رسانه‌های جمعی این افراد چه میزان بوده است؟
5. این افراد دارای اصلیت اروپایی بوده یا نسل دوم و سوم مهاجرین به اروپا بوده‌اند؟
6. رسانۀ اصلی جذب این افراد در کدام سوی طیف «از منبر تا فضای‌مجازی» بوده است؟

ارتباط میان فرهنگ و فنّاوری اطلاعات و ارتباطات و ‌آسیب‌های فرهنگی اینترنت

دوره 2، شماره 2، آذر 1391، صفحه 109-128

طاهر روشندل اربطانی، منوچهر صابر

چکیده فنّاوری اطلاعات توانسته است تمامی شیوه‌ها و مسیرهای انتقال، مبادله، نمایش، ذخیره‌سازی، و مدیریت اطلاعات را متحول و دگرگون سازد. امروزه، فنّاوری‌های نوین ارتباطی چنان سرعت و عمقی به تغییرات اجتماعی داده‌اند که حتی پابرجاترین عرصۀ حیات بشری یعنی فرهنگ را نیز درنوردیده و انسان را در میانۀ یک دگرگونی فرهنگی جدی قرار داده‌اند؛ چرا که سرعت انتقال جریان فرهنگ، به‌واسطة ارتباطات نوین، در حال افزایش است. از این‌رو، ترسیم چنان دورنمایی در حوزۀ فنّاوری اطلاعات منشأ تحولات مثبت خواهد بود که مبتنی‌بر جایگاه‌ها و راهکارهای مطلوب فرهنگی باشد.
در این مقاله، ضمن تعریف مفاهیم فرهنگ و فنّاوری اطلاعات و بررسی ویژگی‌های آن‌ها، رابطۀ میان فرهنگ و فنّاوری اطلاعات با تأکید بر فنّاوری‌های نوین ارتباطی، که مهم‌ترین آن‌ها اینترنت است، مورد کنکاش قرار گرفته است. نگارنده در این بررسی دیدگاه‌های متفاوت دربارۀ تأثیرات و کارکردهای اینترنت را به ‌بحث کشیده و نشان داده است که با وجود همۀ ظرفیت‌ها، فرصت‌ها، و قابلیت‌های این فنّاوری نوین نباید مسائل و آسیب‌های به‌وجود‌آمده را از نظر دور داشت. در انتها به بررسی تأثیر اینترنت بر تغییر روند سنتی ارزش‌های دینی پرداخته شده است.
در این پژوهش، که با روش توصیف، تبیین، و تحلیل اطلاعات گردآوری‌شده از منابع کتاب‌خانه‌ای تهیه شده است، مشخص می‌شود که اینترنت ممکن است باعث تضعیف برخی ارزش‌های دینی شود.

فلسفة رسانه چیست؟

دوره 1، شماره 1، مرداد 1390، صفحه 123-150

سیدحسن حسینی

چکیده دانش جدید و میان رشته‌ای فلسفة رسانه (Media Philosophy ) حدود ده سال است که در کشورهایی از قبیل آلمان، و آمریکا مورد توجه محققان علوم فلسفی، اجتماعی و ارتباطات قرار گرفته است. اینکه این دانش خود از میان رشته‌ها و علوم دیگر به‌طور طبیعی متولد شده و یا به تلقیح برخی علوم با یکدیگر با انتظارات معینی به وجود آمده است، بحث جداگانه‌ای لازم دارد که در هر صورت، باعث مطرح شدن مسایل جدیدی در حوزة ارتباطات و رسانه‌های جدید شده است.
جایگاه فلسفة رسانه و نسبت آن با تقسیمات اساسی فلسفه، ماهیت فلسفة رسانه و توجه به هویت و روش و مسایل این دانش، و هم‌چنین، خانواده فلسفة رسانه و بستگان آن دانش، و در نهایت، فلسفة رسانه گسترش مرزهای دانش و یا ضرورتی بومی، محورهای اصلی این نوشته را تشکیل می‌دهد.
در تبیین جایگاه دانش فلسفة رسانه، دو تقسیم اصلی فلسفه به فلسفة مطلق و فلسفة مضاف، و فلسفة قاره‌ای و فلسفة تحلیلی عنوان خواهد شد، و نسبت دانش فلسفة رسانه در اقسام آن بررسی و نتایج آن ارائه خواهد شد. سپس، در بحث ماهیت دانش فلسفة رسانه، نسبت این دانش جدید با معرفت‌های درجة اول و درجة دوم و فلسفه‌های مضاف مورد توجه قرار خواهد گرفت و به دنبال آن روش معتبر این علم تبیین خواهد شد. در ادامة نوشته، تقسیم‌بندی مهم فلسفة رسانه به فلسفة نظری رسانه و فلسفة عملی رسانه و شرح اقسام آن مطرح خواهد شد.

بررسی تأثیر رسانه‌‌های جمعی در گرایش به هویت ملی (مطالعة موردی شهروندان شهرستان کاشان در سال 1390)

دوره 2، شماره 1، شهریور 1391، صفحه 99-127

محسن نیازی، الهام شفائی‌‌مقدم

چکیده امروزه رسانه‌‌های جمعی، به‌منزلة شاه‌راه اطلاعاتی جوامع، و نقش آن‌ها در فرهنگ و ابعاد گوناگون هویت انسانی، به‌ویژه هویت ملی، مورد توجه صاحب‌‌نظران و محققان علوم انسانی ـ اجتماعی قرار گرفته است. در این ارتباط رویکردها و ره‌یافت‌‌های نظری متفاوتی عرضه شده است. نظریة ارتباطات گلوله‌‌ای بر شکل‌‌گیری هویت بر مبنای رسانه‌‌ها تأکید کرده است. دربرابر، برخی صاحب‌‌نظران به قدرت تحلیل اطلاعات و فرهنگ بهره‌‌وری از رسانه‌‌ها اشاره کرده‌‌اند. در این ‌میان، برخی نیز با عرضة رویکرد تعادلی بر نقش دوگانه و متناقض رسانه‌‌ها در شکل‌‌دهی و فرسایش هویت ملی تأکید داشته‌‌اند. با توجه به موارد فوق، هدف اساسی این مقاله بررسی میزان و نوع محتوای برنامه‌‌‌‌های مورد استفاده از رسانه‌‌های تلویزیون و ماهواره و اینترنت و میزان گرایش به هویت ملی شهروندان و نیز چگونگی رابطه بین متغیرهای فوق در جامعة آماری مورد مطالعة کاشان، به‌منزلة شهری سنتی و در معرض نوگرایی، است.
این پژوهش از نوع مطالعة پیمایش بوده است و داده‌‌های تحقیق با استفاده از روش پرسش‌نامه توأم با مصاحبه جمع‌‌آوری شده است. برای سنجش متغیرهای اصلی و وابستة تحقیق از ده گویه در قالب طیف لیکرت استفاده شده است. اعتبار و روایی طیف با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی و با توجه به نتایج آزمون (84/0=a) تأیید شده است. درمجموع، یافته‌‌های تحقیق و نتایج محاسبات آماری مربوطه رابطة معنی‌‌دار و مثبت بین میزان استفاده از تلویزیون و میزان گرایش به هویت ملی (252/0=Tb) و نیز رابطة معنی‌‌دار و منفی بین میزان استفاده از ماهواره و اینترنت با میزان گرایش به هویت ملی را به‌ترتیب با 199/0- و 271/0-=Tc در سطح اطمینان 99% تأیید کرده است. هم‌چنین، نتایج آزمون کای‌اسکوئر معنی‌‌داری رابطه بین نوع محتوای برنامه‌‌های مورد استفاده از تلویزیون و ماهواره و اینترنت با میزان گرایش به هویت ملی را تأیید کرده است. نتایج تحلیل رگرسیون با ضریب بتای 276/0- تأثیر منفی متغیر میزان استفاده از ماهواره و با ضریب بتای 268/0 تأثیر مثبت میزان استفاده از تلویزیون در میزان گرایش به هویت ملی پاسخ‌گویان را نشان می‌‌دهد.

تلفن‌ همراه و تأثیر آن در ارتباطات ‌میان‌فردی جوانان دانشجو (مطالعة دانشجویان دانشگاه‌های تهران)

دوره 2، شماره 1، شهریور 1391، صفحه 1-28

مسعود کوثری، محمدرضا جوادی یگانه، طاهره خیرخواه

چکیده مقالة حاضر تأثیر تلفن ‌همراه را در ارتباطات ‌میان‌فردی جوانان (با مطالعة دانشجویان دانشگاه‌های تهران) مورد مطالعه قرار می‌دهد. درواقع این تحقیق قصد دارد تا مشخص کند که آیا عمق و گسترة ارتباطات ‌میان‌فردی به وسیلة تلفن ‌همراه تغییری یافته ‌است یا خیر؟
در این پژوهش ارتباطات با واسطة تلفن ‌همراه 387 دانشجوی دانشگاه‌های سراسری سطح تهران به روش پیمایش بررسی شده ‌است.
بعد از جمع‌آوری داده‌ها و بررسی آن‌ها، مشخص شد ویژگی‌های شخصی دارندگان تلفن ‌همراه تأثیری در گستره و عمق ارتباطات ‌میان‌فردی آنان ندارد. اما میزان آشنایی آنان با فنّاوری‌های نو (سواد IT) در میزان استفادة آنان از تلفن ‌همراه تأثیر دارد. هم‌چنین نتایج این پیمایش نشان داد که میزان استفاده از تلفن ‌همراه در گستره و عمق ارتباطات ‌میان‌فردی پاسخ‌گویان تأثیرگذار بوده است. البته این تأثیر در گروهی دیده شد که جوانان دانشجو علاوه‌بر ارتباطات چهره‌ به ‌چهره با آنان، ارتباطات موبایل ‌واسط نیز داشته‌اند.

نقش رسانه‌ها در دموکراسی فرهنگی جهان معاصر

دوره 1، شماره 1، مرداد 1390، صفحه 85-98

فائزه توکلی

چکیده با گسترش رسانه‌های جمعی در سطح داخلی و خارجی و تأثیر آنها بر نهادهای فرهنگی جامعه، عناصر مشترک فرهنگ‌های مختلف در اثر تماس، آمیزش و ارتباط فرهنگ‌ها با یکدیگر در حال امتزاج‌اند.
تحول مهم حوزة فرهنگ، درک متقابل فرهنگ‌ها از یکدیگر، بدون گرایش به حذف است. در این راستا، طرح دموکراسی فرهنگی با تأکید بر این اصل استوار است که وابستگی هر فرد به یک فرهنگ، یکی از اساسی‌ترین نیازهای انسانی است و هر فرد، گروه و جماعت از حق انتساب خود به فرهنگ یا فرهنگ‌های خاصی برخوردار است.
در این مقاله با طرح این پرسش که مؤلفه‌های دموکراسی فرهنگی چیست به تبیین رابطة متقابل بین رسانه و فرهنگ پرداخته می‌شود.  احترام به حفظ ارزش‌های دیگران و حرکت به سوی جامعة جهانی توأم با وفاق و همدلی، منوط به رفع موانع ارتباطات میان فرهنگی است و نه آنکه فرهنگ‌ها حذف شوند. رسانه‌ها ابزار و نهادهای مؤثر در فرهنگ هر جامعه به حساب می‌آیند و حوزة عمل و فعالیت‌ آنها فرهنگ است. نتیجة این ارتباط و پیوند برقراری رابطه‌ای متقابل بین رسانه و فرهنگ است. انقلاب اطلاعات و به تبع آن، جهانی شدن رسانه‌ها از قبیل: اینترنت، پست ‌الکترونیک ، شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ، تلفن همراه ، نمابر و جز اینها نقطة عطفی در گسترش همکاری‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میان جوامع مختلف شده است که از آن جمله می‌توان به افزایش سرعت ارتباطات، دسترسی جهانی به اطلاعات، ایجاد منبع جدید قدرت و نیز گسترش فرهنگ جهانی مشترک اشاره کرد.

بررسی رابطه بین اعتیاد به اینترنت و سلامت روانی دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشکدۀ مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی

دوره 3، شماره 1، تیر 1392، صفحه 59-79

فاطمه تاجی، فریدون وردی‎نژاد

چکیده پژوهش حاضر که به بررسی رابطۀ اعتیاد به اینترنت و سلامت روانی دانشجویان می‎پردازد، به دنبال پاسخ‎گویی به این پرسش است که چه رابطه‎ای بین اعتیاد به اینترنت و سلامت روانی دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشکدۀ مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی وجود دارد.
برای پاسخ به این پرسش، با بررسی ادبیات موجود در حوزه‎های رفتاری و رسانه‎ها، سه فرضیه در قالب بررسی رابطۀ سلامت روانی با اعتیاد به اینترنت؛ جنس و مقطع تحصیلی دانشجویان تدوین گردید. پژوهش حاضر از نوع توصیفی ـ همبستگی است و جامعۀ آماری آن، همۀ دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشکدۀ مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی را دربر می‎گیرد که تعداد آنها 3600 نفر می‎باشد. حجم نمونه بر اساس فرمول و جدول مورگان، 368 نفر و روش نمونه‎گیری از نوع تصادفی سیستماتیک است. گردآوری داده‎ها از طریق مطالعات نظری و میدانی انجام شده و ابزار سنجش پژوهش عبارت است از: تست اعتیاد اینترنتی یونگ و پرسش‎نامۀ سلامت عمومی (GHQ) که با استفاده از آنها رابطۀ اعتیاد و سلامت روانی همۀ دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد با جنس و مقطع تحصیلی آنها آزموده شد. نتایج تحقیق نشان‎می‎دهد که بین اعتیاد به اینترنت و جنسیت رابطۀ معناداری وجود ندارد، اما بین اعتیاد به اینترنت و مقطع تحصیلی رابطۀ مثبت معناداری وجود دارد. همچنین، بین سلامت روانی و اعتیاد به اینترنت و جنسیت رابطۀ معناداری وجود دارد، اما بین سلامت روانی و مقطع تحصیلی رابطۀ معناداری وجود ندارد.

ابر واژگان