موضوعات = مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات
مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

کارکرد پادکست‌های تجربه زیسته در تحول حوزه عمومی؛ مورد مطالعه: "رادیو مرز"

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.52895.2986

ویدا همراز، محمد جواد زمانی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش و کارکرد پادکست‌های تجربه ‌زیسته در تحول حوزه عمومی با تمرکز بر رادیو‌ مرز به‌عنوان یک مورد مطالعه از رسانه‌های "صدا پایه" است. این پژوهش تلاش می‌کند تا درک عمیق‌تری از چگونگی استفاده از داستان‌های شخصی و تجربیات فردی در رسانه‌های صوتی جدید برای ایجاد تغییرات اجتماعی در حوزه عمومی فراهم آورد. برای دستیابی به هدف فوق، با رویکرد کیفی، از روش تحلیل مضمون استفاده و پادکست‌ "رادیو مرز" به عنوان نمونه مورد مطالعه، تحلیل شد. یافته‌های پژوهش که براساس هفت مضمون اصلی "افزایش آگاهی اجتماعی"، "بازاندیشی در مفاهیم اجتماعی"، "تغییرات فرهنگی و هویتی"، "بحران‌های اجتماعی و تحول حوزه‌عمومی"، "تحولات اجتماعی و چالش‌های جنسیتی"، "تأثیر رسانه‌های نوین بر تحول حوزه عمومی" و "ایجاد جوامع آنلاین و حوزه عمومی شبکه‌ای" است؛ نشان می‌دهد پادکست‌های تجربه زیسته می‌توانند نقش مهمی در ایجاد گفت‌وگوهای اجتماعی عمیق، شکل‌دهی به هویت جمعی و جمعیت‌های آنلاین ایفا ‌کنند. نتیجه این پژوهش نشان می‌دهد که پادکست‌ها می‌توانند، کنار سایر رسانه‌های اجتماعی فضای جدیدی را برای شنیده شدن صداهای در حاشیه و شکل‌گیری حوزه عمومی دیجیتال و تحول حوزه عمومی سنتی در ایران ایجاد کنند.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

برساخت گفتمانی فساد اقتصادی در توئیتر: تحلیلی بر پایه مدل ون دایک

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 خرداد 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.53726.3016

زهره قویدل، سوده مقصودی

چکیده توئیتر به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شبکه‌های اجتماعی، بستری برای بازتاب سریع واکنش‌های کاربران و شکل‌گیری و بازنمایی گفتمان‌های اجتماعی درباره مسائل عمومی به‌شمار می‌آید. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نحوه بازنمایی فساد اقتصادی در گفتمان کاربران فارسی‌زبان توئیتر و با تکیه بر چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی تئون اِی. ون‌دایک انجام شده است. داده‌های پژوهش شامل ۲۰۰ توئیت فارسی مرتبط با هشتگ‌های «فساد اقتصادی» در بازه زمانی شهریور ۱۴۰۲ تا مرداد ۱۴۰۳ است که با روش نمونه‌گیری هدفمند گردآوری شدند. توئیت‌ها بر اساس معیارهایی همچون ارتباط مستقیم با موضوع، فارسی‌بودن متن، اصالت حساب کاربری و حذف محتوای تبلیغاتی و بازنشرهای تکراری انتخاب و در سه سطح معنایی، واژگانی و استدلالی تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که در گفتمان کاربران توئیتر، فساد اقتصادی در ایران به‌عنوان پدیده‌ای چندلایه و شبکه‌ای تصویر می‌شود که به‌طور گسترده با ساختارهای قدرت و سازوکارهای نهادی پیوند داده می‌شود. تحلیل داده‌ها به شناسایی سه گفتمان مسلط شامل «فساد ساختاری و نهادینه»، «فساد اقتصادی نخبگان قدرت» و «سیاسی‌سازی فساد به‌مثابه ابزار رقابت و حذف» انجامید. در مجموع، نتایج بیانگر آن است که شبکه‌های اجتماعی بستر مهمی برای بازتولید گفتمان‌های انتقادی درباره فساد اقتصادی و پیوند آن با ساختار قدرت در عرصه عمومی هستند.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

تحول‌پذیری و پایداری سبک زندگی اسلامی‌-‌ایرانی در برابر تهاجم نرم: بازتعریف تاب‌آوری فرهنگی در دوران دیجیتال

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 تیر 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.54099.3028

محمد حیدری فرد

چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین مفهوم «تاب‌آوری فرهنگی» در مواجهه با تحولات زیست دیجیتال و بررسی امکان حفظ هویت و ارزش‌های سبک زندگی اسلامی‌ـ‌ایرانی در کنار تحول‌پذیری فرهنگی انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، چگونگی تداوم مؤلفه‌های هویتی در شرایط گسترش رسانه‌های نوین و فشارهای فرهنگی فضای دیجیتال است. چارچوب نظری پژوهش بر بازتعریف تاب‌آوری فرهنگی به‌عنوان تعامل میان پایداری و تحول‌پذیری استوار است و با رویکرد کیفی و روش نظری ـ تحلیلی انجام شده است. داده‌ها از طریق تحلیل محتوای منابع دینی، اسناد راهبردی فرهنگی و متون علمی مرتبط با فرهنگ، رسانه و زیست دیجیتال گردآوری و تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که سبک زندگی اسلامی‌ـ‌ایرانی دارای ظرفیت‌های درونی برای انطباق با تحولات دیجیتال از طریق بازتولید خلاقانه ارزش‌ها و اجتهاد فرهنگی است، بدون آنکه اصول هویتی آن دچار گسست شود. نتیجه پژوهش بیانگر آن است که تاب‌آوری فرهنگی در عصر دیجیتال مستلزم شکل‌گیری الگوهای درون‌زا و فعال تعامل با فناوری است که امکان تداوم و بازآفرینی فرهنگی را در بستر زیست دیجیتال فراهم می‌سازد.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

شناسایی عوامل مؤثر بر شکل‌گیری «تفاوت در فهم متن» در فضای مجازی از منظر دانشجویان دختر

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 تیر 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.48255.2834

مظهر بابائی، پرستو صالحی

چکیده امروزه، بخش مهمی از تعاملات افراد در بستر پیام‌رسان‌های اجتماعی صورت می‌گیرد. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر شکل‌گیری «تفاوت در فهم متن» در فضای مجازی از منظر دانشجویان دختر بود. برای دستیابی به این هدف از پارادایم تفسیری، رویکرد کیفی و روش پژوهش هرمنوتیک، بهره برده شد. میدان پژوهش شامل دانشجویان دختر دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی 1402-1401 بود که با نمونه‌گیری هدفمند، به تعداد 19 دانشجو انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته بود. یافته‌های پژوهش در دو بخش عوامل مؤثر بر شکل‌گیری اختلاف فهم در تبادلات متنی و راهکارهای کاهش این عوامل، ارائه شد. بخش عوامل در سه زمینه‌ی عوامل مبتنی بر فرستنده‌ی پیام، گیرنده‌ی پیام و ماهیت ارتباط در فضای مجازی و بخش راهکارها نیز در سه زمینه‌ی راهکارهای مبتنی بر فرستنده‌ی پیام، گیرنده‌ی پیام و جایگزینی تعامل مجازی با سایر روش‌های تعامل ارائه شد. نتایج نشان داد که از نظر دانشجویان هر سه عامل فرستنده، گیرنده و بستر شبکه‌های اجتماعی در شکل‌گیری تفاوت از فهم متن نقش دارند و برای کاهش آن نیز فرستنده و گیرنده‌ی پیام را دارای نقش می‌دانند؛ اما دانشجویان هم در زمینه‌ی عوامل شکل‌گیری تفاوت فهم و هم در زمینه‌ی راهکارها، تمرکز بیشتری بر نقش فرستنده‌ی پیام دارند.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

گرامر آشپزی: مطالعه دلالتهای فرهنگی غذا در سینمای ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 تیر 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.54463.3043

احسان آقابابایی

چکیده هدف اصلی این مقاله واکاوی دلالت‌های فرهنگی بازنمایی غذا در سینمای ایران است. چهارچوب مفهومی پژوهش بر نظریه «گرامر آشپزی» کلود فیشلر استوار است که غذا را نظامی نشانه‌ای می‌داند و بر اساس آن، هر فرهنگی دارای قواعد ضمنی است شامل اینکه «چه چیزی»، «چگونه» و «توسط چه کسی» خورده می‌شود. روش تحقیق، تحلیل روایت در دو سطح داستان (شخصیت‌ها و کنش‌ها) و گفتمان (گره‌های روایی) است. نمونه‌گیری به شیوه هدفمند انجام شد و حجم نمونه شامل ۳۵ فیلم ایرانی در دهه نود است که حداقل یک سکانس مرتبط با پراکسیس غذایی داشتند. یافته‌های اصلی نشان می‌دهد در فیلمهای مورد مطالعه غذا به مثابه تمایز جنسیتی، غذا به عنوان تسهیل‌گر یا مانع کنش متقابل و غذا به عنوان بازنماکننده آیین‌های دینی، ملی و باورهای طب سنتی عمل می‏کند. نتیجه آنکه در سینمای ایران، الگویی دوقطبی و مبتنی بر ارزش‌های مردسالارانه در حوزه جنسیت، لزوم دوام روابط اجتماعی مشروع و لزوم برگزاری آیین‌های فرهنگی سنتی را بازتولید می کند

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

تحلیل تضاد ارزشها در فیلم برادران لیلا؛ از ساختار روایت تا دریافت مخاطب

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 تیر 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.54054.3027

مینا حسنی، احسان آقابابایی، علی قنبری برزیان

چکیده پژوهش به تحلیل فیلم «برادران لیلا» بعنوان بازنمایی سینمایی بحران‌های ساختاری در جامعه ایران می‌پردازد و بر تعارض میان ساختارهای سنتی و ارزش‌های نسل جوان تمرکز دارد. چارچوب مفهومی مبتنی بر نظریه گذار ارزشی رونالد اینگلهارت و نظریه دریافت است؛ نظریه‌ای که فهم اثر را نتیجه تعامل میان ساختار و دریافت‌کننده می‌داند. روش تحقیق، تحلیل روایت با بهره‌گیری از تکنیک‌های تحلیل سلبی - کادوری و مصاحبه با مخاطبان فیلم ،به‌صورت گفتگو محور و نیمه ساختار یافته ، میباشد. یافته‌ها نشان می‌دهد فیلم با میزانسن شلوغ و رئالیستی خود، بحران اقتصادی و فروپاشی سرمایه اجتماعی را به‌عنوان نیروی محرک روایت به تصویر می‌کشد. بحران، تنها اقتصادی نیست، بلکه در آرمان‌گرایی خودخواسته و نبود کنشگری هدفمند جمعی ریشه دارد و در نهایت به انفعال و خنثی‌شدگی می انجامد. این انفعال بیانگر بحران مرجعیت نهادها در گفتمان فرامتنی فیلم است که کارگردان از طریق نمادها، زبان سینمایی و دیالوگ‌ها نشان می‌دهد و مخاطبان نیز آن را تأیید می‌کنند. از منظر مخاطب، پایان‌بندی بدون گره‌گشایی کلاسیک و هم‌زمانی مرگ پدر با شادی کودکان پیام تحول غیرمنتظره را منتقل می‌کند. با وجود پایداری ارزش‌هایی همچون معناجویی و کیفیت زندگی، این ارزش‌ها زیر فشار بحران‌های اقتصادی و ظهور بازیگران جدید قدرت به حالت تعلیق درآمده‌اند.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

تحلیل لایه‌ای علّی (CLA) هویت مخاطب در رسانه‌های اجتماعی: از داده‌های پروفایل تا اسطوره‌های فرهنگی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 تیر 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.53131.2993

امیر گروسی، سعید عربلوی مقدم

چکیده پژوهش حاضر با بهره‌گیری از چارچوب «تحلیل لایه‌ای علّی» به بررسی چگونگی بازتولید هویت مخاطب در رسانه‌های اجتماعی می‌پردازد. با رویکرد کیفی–تفسیری و تحلیل داده‌های گردآوری‌شده از ۶۰ پروفایل عمومی در اینستاگرام، ایکس و تیک‌تاک، چهار سطح هویت شامل لایه‌های داده‌ای (لیتانی)، ساختاری–الگوریتمی، گفتمانی و استعاری واکاوی شد. یافته‌ها نشان داد در سطح داده‌ای، هویت به شاخص‌های کمی مانند لایک و فالوور تقلیل می‌یابد؛ در سطح ساختاری، منطق اقتصاد توجه و الگوریتم‌ها مخاطب را به کالایی تبلیغاتی بدل می‌سازند؛ در سطح گفتمانی، کاربران میان برندسازی فردی و کنش جمعی شبکه‌ای در نوسان‌اند؛ و در سطح استعاری، روایت‌هایی چون «فرد سوپراستار» و «قبیله دیجیتال» معناهای فرهنگی هویت را بازتولید می‌کنند. نتایج نشان می‌دهد آینده هویت مخاطب ترکیبی از فردی‌سازی الگوریتمی و جمعی‌سازی فرهنگی است. این یافته‌ها پیامدهایی برای نظریه‌پردازی ارتباطی، سیاست‌گذاری رسانه‌ای و ارتقای سواد رسانه‌ای دارد.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

الگوی ساختاری روابط میان جو مدرسه، گرایش به تفکر انتقادی و سواد رسانه‌ای در دانش‌آموزان دختر دبیرستانی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 تیر 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.53147.2994

فرشته چراغی

چکیده این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی گرایش به تفکر انتقادی در رابطه بین جو مدرسه و سواد رسانه‌ای دانش‌آموزان دختر دوره دوم متوسطه انجام شد. روش تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان دختر متوسطه منطقه ۴ شهر تهران بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۳۶۰ نفر تعیین و به روش خوشه‌ای تصادفی انتخاب شد. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه جو مدرسه لی و همکاران (Lee et al., 2017)، پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریکتس (Ricketts, 2003) و پرسشنامه سواد رسانه‌ای فلسفی (1393) استفاده شد. داده‌ها با استفاده از روش معادلات ساختاری و نرم‌افزار AMOS تحلیل گردید. نتایج نشان داد جو مدرسه پیش‌بینی‌کننده مثبت گرایش به تفکر انتقادی و سواد رسانه‌ای است. همچنین، گرایش به تفکر انتقادی نقش میانجی معناداری در رابطه بین جو مدرسه و سواد رسانه‌ای ایفا می‌کند (β = 0.27, p < 0.001). مقدار ضریب تعیین (R²) برای سواد رسانه‌ای برابر با 0.26 بود که نشان می‌دهد جو مدرسه و گرایش به تفکر انتقادی ۲۶ درصد از واریانس آن را تبیین می‌کنند. این یافته‌ها بیانگر آن است که جو مثبت مدرسه بستر رشد تفکر انتقادی را فراهم کرده و از این طریق موجب ارتقای سواد رسانه‌ای دانش‌آموزان می‌شود.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

تحلیل طرح‌واره‌های استدلالی و احتمال بروز مغالطه‌ها در گفتمان فمینیستی فضای مجازی : مطالعه‌ای بر گفتار کاربران فارسی زبان اینستاگرام و ایکس

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 تیر 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.53755.3018

علی شاهسون مارکده

چکیده پژوهش حاضر با طرح این مسئله انجام شد که استدلال‌های به‌کاررفته در گفتمان فمینیستی فضای مجازی فارسی‌زبان تا چه اندازه بر طرح‌واره‌های معتبر تکیه دارند و چه میزان در معرض بروز مغالطه قرار می‌گیرند. هدف پژوهش تحلیل الگوهای استدلالی و نحوه شکل‌گیری خطاهای منطقی در گفتار کاربران بود. مطالعه با روش کیفی و به‌صورت تحلیل محتوای قیاسی انجام شد و جامعه آن تمامی پست‌ها و توییت‌های مرتبط با گفتمان فمینیستی در دو پلتفرم «ایکس» و «اینستاگرام» را دربر می‌گرفت. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و ترکیبی انجام شد و واحدهای گفتاری واجد ساختار استدلالی بر اساس طرح‌واره‌های استدلالی داگلاس والتون (2006، 2008) و با بهره‌گیری از جدول رمزگذاری و پرسش‌های انتقادی مرتبط تحلیل شدند. نتایج نشان داد که طرح‌واره‌های علّی/تبیینی و مفهومی/تعریفی بیشترین کاربرد را داشتند، درحالی‌که استدلال‌های قیاسی و خطابی کمترین انسجام منطقی را به نمایش گذاشتند. همچنین، بخش قابل‌توجهی از استدلال‌ها از نظر منطق غیرصوری معتبر ارزیابی نشدند و الگوهای هیجانی و هویتی اغلب جایگزین استدلال عقلانی شده بودند. نتیجه‌گیری پژوهش نشان داد که بروز مغالطه‌ها تنها ناشی از خطای منطقی نیست و کارکردهای ارتباطی و هویتی نیز دارد، اما تداوم ضعف استدلالی ضرورت توجه جدی به آموزش تفکر انتقادی و مهارت استدلال‌ورزی در شبکه‌های اجتماعی را برجسته می‌کند.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

تجربه زیسته گیم استریمرهای ایرانی ، یک مطالعه پدیدار شناسانه

دوره 16، شماره 1، شهریور 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.52291.2971

فروغ رستگارمهر، محسن گودرزی

چکیده با گسترش روزافزون صنعت بازی و پلتفرم‌های پخش زنده، گیم‌استریمینگ به یکی از اشکال نوین ارتباطات دیجیتال و بازنمایی‌های فرهنگی در فضای مجازی تبدیل شده است. این تحقیق با هدف فهم تجربه زیسته گیم‌استریمرهای فارسی‌زبان در بستر پلتفرم‌های گیم‌استریمینگ، از رویکرد کیفی پدیدارشناسی توصیفی بهره گرفته است. مشارکت‌کنندگان شامل شش گیم‌استریمر حرفه‌ای با سبک‌های متنوع در پلتفرم‌هایی چون توییچ، یوتیوب و آپارات بودند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با روش هفت‌مرحله‌ای کولایزی تحلیل شد. یافته‌ها نشان می‌دهند استریم بازی برای گیم‌استریمرها سبک زندگی خلاقانه و فضایی برای بیان خود است. پنج مضمون اصلی شناسایی شد: (۱) نقد ساختارهای بومی و گسست دیجیتال، (۲) هویت و بازنمایی در بستر دیجیتال، (۳) ارتباط انسانی و پیوندهای عاطفی، (۴) چالش‌های خلاقیت و عملکرد رسانه‌ای، و (۵) سبک زندگی گیم‌استریمر. مطالعه نشان می‌دهد گیم‌استریمینگ فارسی یک اکوسیستم فرهنگی-رسانه‌ای در حال شکل‌گیری در ایران است که در آن گیم‌استریمرها با محدودیت‌های فنی، حساسیت‌های فرهنگی و پویایی‌های جنسیتی روبرو هستند و هویت حرفه‌ای خود را می‌سازند. این پژوهش به فهم گیم‌استریمینگ در بافت اجتماعی-فرهنگی ایران کمک می‌کند و شکاف میان مطالعات جهانی و بومی را پر کرده و بینش‌هایی درباره پویایی‌های پلتفرم، مسائل جنسیتی و کنشگری فرهنگی ارائه می‌دهد

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

مطالعه نقش عکاسی مستند در بازنمایی فرهنگ با رویکرد قوم‌نگاری در ایران

دوره 16، شماره 1، شهریور 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.51511.2939

زهره صحت

چکیده عکاسی مستند با دلالت بر آنجا بودگی یکی از اصلی ترین شاخه های عکاسی است که به ثبت و بازنمایی اشیاء، رویدادها و صحنه های مختلف جهان پیرامون ما می پردازد. هدف پژوهش مطالعه نقش عکاسی مستند در بازنمایی فرهنگ با رویکرد قوم نگاری در ایران است و به این پرسش را پاسخ می دهد که عکاسی مستند چگونه می تواند به بازنمایی فرهنگ با رویکرد قوم نگاری بپردازد. روش شناسی پژوهش،‌ کیفی با رویکرد قوم نگاریِ تفسیری به توصیف- تحلیل، ‌عکاسی مستند در بازنمایی فرهنگ در ایران می پردازد. نوع داده های کیفی پژوهش شامل تصاویر(عکس) است. روشِ نمونه گیری هدفمند ترکیبی و جامعه پژوهش شامل عکاسان مستند ایرانی است. از بین 30 عکس انتخاب شده 6 عکس که با معیارهای پژوهش همگن تر بودند، انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده های کیفی به شیوه تحلیل محتوای مضمون با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام و در نتیجه عکاسان مستند در ایران فرهنگ را به سه شیوه شرح واقع گرایانه، شرح اعتراف گرایانه، و شرح برداشت گرایانه شرح، توصیف و بازنمایی کرده اند.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

تحلیل کاربردشناختی و زبان‌جامعه‌شناختیِ گسست ارتباطی در انیمیشن «ران اشتباه می‌کند»

دوره 16، شماره 1، شهریور 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.52303.2968

الهه کمری

چکیده این مقاله به تحلیل زبان‌شناختی انیمیشن «ران اشتباه می‌کنه (2021)» می‌پردازد و تقابل میان ارتباط الگوریتمی و ارتباط انسانی را در عصر دیجیتال بررسی می‌کند. هدف اصلی، تحلیل کارکردهای انتقادی زبان «ناقص» ربات معیوب، ران، برای آشکار ساختن محدودیت‌های ارتباطات قاعده‌مند و ماهیت هویت اجتماعی است. این پژوهش با استفاده از روش کیفی توصیفی-تحلیلی، گفتگو‌ها و صحنه‌های کلیدی انیمیشن را در چارچوب نظریات کاربردشناسی (مشخصاً اصول همکاری گرایس و نظریه کنش‌های گفتاری) و زبان‌شناسی اجتماعی تحلیل می‌کند. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که ران به طور مداوم اصول همکاری گرایس (کمیت، کیفیت، ارتباط و شیوه) را نقض کرده و در درک نیروی کنشی-گفتاری ناتوان است. این نقص‌های زبانی، که در ابتدا منبع کمدی و انزوای اجتماعی هستند، به تدریج به یک «ضد-زبان» برای شکل‌گیری یک هویّت جایگزین و روابط اجتماعی اصیل تبدیل می‌شوند. در مقابل، زبان بی‌نقص و استاندارد «بی-بات»های دیگر، نمادی از ارتباطات سطحی و هویّت‌های همسان‌شده در شبکه‌های اجتماعی است. این تقابل نشان می‌دهد که شکست در رعایت قواعد کاربردشناختی، می‌تواند به طور متناقضی به ایجاد ارتباطی عمیق‌تر و معنادارتر منجر شود. نتایج نشان می‌دهد که این انیمیشن از طریق نمایش گسست‌های ارتباطی، استدلال می‌کند که ارتباط انسانی واقعی، «پرهرج‌ومرج» و ناقص است.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

ترکیب فرهنگ رفتاری و هوش مصنوعی در تحلیل سوگیری‌های شناختی سرمایه‌گذاران بازار سرمایه ایران

دوره 16، شماره 1، شهریور 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.52273.2966

مهدی رستم نیا، سید عباس حسینی غفار، علی اسماعیلی

چکیده سوگیری‌های شناختی می‌توانند موجب درک نادرست از اطلاعات، تحلیل‌های اشتباه و در نهایت تصمیمات مالی زیان‌بار شوند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل این سوگیری‌ها در بازار سهام ایران طراحی شده و از الگوریتم‌های یادگیری ماشین به‌منظور مدل‌سازی رفتار سرمایه‌گذاران استفاده کرده است. داده‌های مربوط به ۱۰ نماد منتخب از بازار سهام ایران طی یک بازه مشخص زمانی جمع‌آوری، پیش‌پردازش و برای آموزش مدل‌های یادگیری ماشین آماده‌سازی شدند. در این تحقیق، دو الگوریتم رگرسیون لجستیک و جنگل تصادفی به‌منظور مقایسه عملکرد مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که مدل جنگل تصادفی با دقت ۹۷ درصد، عملکرد به‌مراتب بهتری نسبت به مدل رگرسیون لجستیک با دقت ۷۱ درصد داشته است. این نتایج گویای کارایی بالاتر الگوریتم‌های پیچیده‌تر در درک و تحلیل رفتارهای غیرمنطقی سرمایه‌گذاران است. پژوهش حاضر بدون هرگونه سوگیری در انتخاب مدل‌ها انجام شده و کلیه نتایج به‌صورت شفاف و قابل بازتولید ارائه شده‌اند. هدف اصلی، ارتقای تصمیم‌گیری منطقی در بازار سرمایه با اتکا بر تحلیل داده‌محور و ابزارهای هوش مصنوعی است. در انتها نشان می دهیم هر کدام از سوگیری های شناختی به دست آمده تجلی رفتاری خاصی در بازار مالی ایران دارد و متاثر از ریشه های فرهنگی مردم است.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

نقش برنامه های تلویزیونی در ترویج یا تغییر سبک شعری معاصر با رویکرد نظریۀ دریافت

دوره 16، شماره 1، شهریور 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.53211.2995

داریوش ذوالفقاری، منصور نیک پناه

چکیده در دهه‌های اخیر، تلویزیون در ایران به‌عنوان رسانه‌ای فراگیر، نقشی اساسی در شکل‌دهی به فرهنگ عمومی و سلیقه‌ی هنری ایفا کرده‌است. برنامه‌های ادبی تلویزیون، به‌ویژه آن‌هایی که به شعر فارسی اختصاص دارند، می‌توانند جریان‌های شعری معاصر را ترویج یا دگرگون سازند. هدف پژوهش حاضر، تحلیل نقش برنامه‌ی تلویزیونی «سرزمین شعر» در ترویج یا تغییر سبک‌های شعری معاصر با تکیه بر نظریه‌ی دریافت است. این تحقیق با رویکرد کیفی و در چارچوب نظریه‌ی دریافت انجام شده است. داده‌ها از طریق تحلیل محتوای برنامه و مصاحبه‌های عمیق با گروهی از مخاطبان گردآوری شد. در تحلیل محتوایی، ساختار، زبان، سبک شعری، شیوه‌ی داوری و بازنمایی تصویری و موسیقایی برنامه بررسی گردید. مصاحبه‌ها نیز برای ارزیابی نحوه‌ی رمزگشایی مخاطبان و تأثیر برنامه بر ذائقه‌ی شعری آن‌ها انجام شد .نتایج نشان داد که برنامه تلویزیونی «سرزمین شعر» در لایه‌های مختلف خود، معنا را از طریق انتخاب شاعران، ساختار رقابتی، لحن داوری و نشانه‌های بصری رمزگذاری کرده و در نتیجه نوعی ذائقه‌ی مشروع در عرصه‌ی شعر معاصر ایجاد نموده‌است.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

کاوشی برساخت هویت دیجیتال در میان سلبریتی‌های ورزشی در شبکه‌های اجتماعی

دوره 16، شماره 1، شهریور 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.53910.3021

محمدحسین قربانی، ابراهیم علیدوست قهقرخی، حسین رجبی نوش آبادی

چکیده سلبریتی‌های ورزشی در عصر فضای دیجیتال از طریق پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی هویت‌های چندوجهی ایجاد می‌کنند که فراتر از عملکرد ورزشی آنها است. این مطالعه بررسی می‌کند که چگونه سلبریتی‌های ورزشی هویت‌های دیجیتال خود را در محیط‌های آنلاین می‌سازند و به اشتراک می‌گذارند. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و با استفاده از روش فراترکیب به عنوان مسیر اجرا در جمع آوری و تحلیل داده ها انجام شد. جامعه آماری تحقیق حاضر، کلیه مقاله های مرتبط با حوزه هویت دیجیتال در میان چهره‌های مشهور ورزشی است که در پایگاه‌های اطلاعاتی ساینس دایرکت، پروکوئست، اسکوپوس، تیلور & فرانسیس، سیج و پابمد از سال 2015 تا 2025 چاپ شده است. این تحقیق با ترکیب یافته‌های مطالعات کیفی در مورد برساخت هویت دیجیتال در میان چهره‌های مشهور ورزشی در شبکه‌های اجتماعی پنج مضمون اصلی هویت اصیل و چندلایه؛ هویت دیجیتال زیسته؛ برندسازی قهرمانانه؛ فردیت ورزشی در حال گذار؛ و شخصیت اجتماعی معنادار و ارزشمند را شناسایی می‌کند که هویت دیجیتال سلبریتی‌های ورزشی را توصیف می‌کنند. این مضامین، ماهیت در حال تکامل، استراتژیک و فرهنگی شکل‌گیری هویت دیجیتال در میان سلبریتی‌های ورزشی را آشکار می‌کند.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

شناسایی ظرفیت‌های رسانه‌های اجتماعی برای بازاریابی سریال‌های الف ‌ویژه صداوسیما

دوره 16، شماره 1، شهریور 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.54225.3031

سید بشیر حسینی اسفیدواجانی، مهدی تازیکه

چکیده هدف پژوهش حاضر «شناسایی ظرفیت‌های رسانه‌های اجتماعی برای بازاریابی سریال‌های الف ‌ویژه صداوسیما» است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، اکتشافی است و با اتکا بر چارچوب نظری آمیخته بازاریابی و بازاریابی ویروسی و با تطبیق آن‌ها با رسانه‌های اجتماعی و محصولات رسانه‌ای، به کاوش در این زمینه پرداخته است. داده‌ها از طریق ۱۶ مصاحبۀ عمیق نیمه‌ساختاریافته با تهیه‌کنندگان و عوامل تولید سریال‌های تلویزیونی و الف ‌ویژه، مدیران سازمان صداوسیما و متخصصان بازاریابی و فضای مجازی، با نمونه‌گیری هدفمند گردآوری و با روش تحلیل مضمون و کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. یافته‌ها در هفت مضمون اصلی صورت‌بندی می‌شود: ظرفیت‌های «محتوایی»، «تولیدی»، «پلتفرمی»، «تعاملی»، «اقتصادی»، «سازمانی» و «بین‌المللی». نتایج بیانگر آن است که هم‌خوانی سوژه، ژانر و شخصیت‌پردازی با زیست امروز مخاطب و منطق رسانه‌های اجتماعی، شرط شکل‌گیری خودبه‌خودی تیزرها، کلیپ‌ها و گفت‌وگو پیرامون سریال است و حجم تولید سنگین، در صورت برنامه‌ریزی، منبعی برای ساخت نشان تجاری سریال است؛ اما نبود راهبرد پلتفرمی، کمپین‌های ۳۶۰ درجه، تقسیم متوازن بودجه و موانع ساختاری، مانع بالفعل‌شدن این ظرفیت‌هاست. جمع‌بندی نتایج، ضمن تأیید و بومی‌سازی چارچوب‌های آمیخته بازاریابی و بازاریابی ویروسی، ضرورت گذار از نگاه تبلیغیِ تک‌بعدی به رویکردی زیست‌بوم‌محور، تعاملی و داده‌محور را نشان می‌دهد.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

فرآیند الگوریتمی شکل‌گیری انزوای اطلاعاتی در مواجهه کاربران با اخبار سیاسی در اینستاگرام

دوره 16، شماره 1، شهریور 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.53460.3007

جهاندار امیری، امیر محمد زرقانی

چکیده چکیده

هدف: با توجه به نقش روزافزون اینستاگرام به عنوان یک منبع خبری و نگرانی از شکل‌گیری «حباب فیلتر»، این پژوهش با هدف تبیین فرآیند شکل‌گیری حباب فیلتر در مواجهه کاربران با اخبار سیاسی در پلتفرم اینستاگرام انجام شده است.

روش: این مطالعه به روش کیفی و با رویکرد نظریه داده‌بنیاد انجام پذیرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۰ کاربر و ۶ کارشناس، مشاهده غیرمشارکتی پروفایل‌ها و مطالعه اسناد (کامنت‌ها) گردآوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی در نرم‌افزار مکس‌کیودا تحلیل شدند.

یافته‌ها: یافته‌ها به ارائه «مدل پارادایمی تعامل سه‌گانه» منجر شد که نشان می‌دهد حباب فیلتر در نتیجه کنش هدفمند کاربر، تقویت الگوریتمی و نقش تسهیل‌گر شبکه اجتماعی شکل می‌گیرد.. پیامد نهایی این فرآیند، تعمیق انزوای اطلاعاتی، تقویت سوگیری تأیید و تشدید قطبی‌سازی سیاسی است.

نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از آن است که حل چالش حباب فیلتر مستلزم مداخله همزمان در سه سطح «ارتقای سواد رسانه‌ای کاربران»، «شفافیت الگوریتمی» و «توجه به بستر شبکه‌های اجتماعی» است.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

تکانه های اقتصاد سیاسی و فرسایش سرمایه فرهنگی: مطالعه‌ای درباره کاربرد رسانه ها توسط طبقه متوسط ایران در عصر تحریم

دوره 16، شماره 1، شهریور 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.54730.3054

علی اصغر سعیدی، حمید عبداللهیان، سپیده پیری

چکیده این مقاله به مطالعه و تفسیر آثار تکانه‌های اقتصاد سیاسی، از جمله تحریم‌های بین‌المللی، بر طبقه متوسط ایران می‌پردازد و نشان می‌دهد که این فشارها به فرسایش سرمایه فرهنگی، تضعیف نقش‌های اجتماعی و تغییر الگوهای مصرف رسانه‌ای این طبقه منجر می شوند. مقاله در آغاز، مسئله پژوهش را در پیوند میان بحران‌های اقتصادی، دگرگونی موقعیت طبقه متوسط و پیامدهای اجتماعی آن صورت‌بندی می‌کند. تمرکز اصلی مقاله بر تأثیر این تحریم‌ها بر طبقه متوسط است.

از نظر نظری، مقاله از دیدگاه‌های مارکس، وبر، بوردیو و هالبواکس درباره طبقه، سرمایه فرهنگی، منزلت اجتماعی و حافظه جمعی، استفاده اما بر چارچوب تفسیری وبر و بوردیو اتکاء می‌کند.

مقاله استدلال می‌کند که هنگامی که فشارهای معیشتی تشدید می‌شود، بخشی از طبقه متوسط ناگزیر از کاهش مصرف فرهنگی، محدود کردن مشارکت اجتماعی، با اولویت‌های فوری معیشتی می‌شود. در چنین وضعیتی، رسانه‌ها نیز برای این طبقه کارکردی دوگانه می‌یابند: از یک سو به ابزار آگاهی‌بخشی، حفظ پیوندهای اجتماعی، بازنمایی نارضایتی و انتقال تجربه‌های زیسته تبدیل می‌شوند و از سوی دیگر، در شرایط بحران، می‌توانند به فضایی برای اضطراب، ناامیدی، قطبی‌شدن و فرسایش اعتماد اجتماعی بدل شوند. نتایج نشان می‌دهد که حمایت از طبقه متوسط برای تحقق توسعه پایدار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در ایران ضرورت دارد.