شماره 1 (بهار و تابستان)

 


 آمار و ارقام نشریه

  • تعداد دوره‌ها   16
  • تعداد شماره‌ها   31
  • تعداد مقالات   302
  • تعداد نویسندگان   609
  • تعداد مشاهده مقاله   424,386
  • تعداد دریافت فایل اصل مقاله   287,161
  • تعداد مقالات ارسال شده   2,052
  • تعداد مقالات پذیرفته شده   168
  • درصد عدم پذیرش   74
  • تعداد پایگاه های نمایه شده   12
  • تعداد داوران   213

 

 «مطالعات بین رشته ای رسانه و فرهنگ»
یک نشریه با دسترسی آزاد به مقالات است.

 

فصلنامه علمی پژوهشی مطالعات میان رشته ­ای در رسانه وفرهنگ، با هدف اصلی گسترش و تبیین دیدگاههای نظری و ارائه دستاوردهای پژوهشی بدیع در حوزه ارتباطات و رسانه ها در سال1389 در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات) راه اندازی شده است.

این مجله حاصل مقالات منبعث از پژوهش­ هایی است که به تحلیل و ارزیابی نقش رسانه­ ها در فرهنگ، ارتباطات انسانی و اجتماعی، مسائل پیرامون رسانه­ های سنتی و رسانه­ های نوین از جمله سیاست­گذاری، تولید و مصرف محتوای رسانه­ ها، افکار عمومی، حوزه ­های نوپدید مطالعات ارتباطاتی (ارتباطات علم و فناوری، ارتباطات محیط زیست، ارتباطات مخاطره، ارتباطات بحران) و روش­ شناسی می­ پردازد.

 

با توجه به اهمیت رویکردهای نوینی چون بین رشته ­ای و میان رشته­ ای، انتقادی، پسامدرنیستی، پسااستعماری، در کنار رویکردهای سنتی، این نشریه از پژوهش­های مختلف و متنوع در این زمینه استقبال می­کند. همچنین با توجه به اهمیت نظرات مخاطبان در ارتقاء سطح مجله و ایجاد رضایت در نویسندگان، از متفکران، پژوهشگران و استادان این حوزه تقاضامندیم، این نشریه را همچون گذشته از دیدگاه ­های ارزشمند خود بهره مند سازند.

این مجله برای دستیابی به اهدافش  محورهای خاصی را معرفی می­کند؛ اما محورها محدود به موارد گفته شده نیستند؛ بدیهی است از مقالات نوآورانه استقبال می­شود. برخی از محورهای مورد توجه مجله عبارتند از:

  • دین، اخلاق، و حقوق درارتباط با رسانه ­ها
  • مطالعات تاریخی در ارتباطات و رسانه ها
  • مطالعات در حوزه زبان و محتوای رسانه ها
  • مدیریت و سیاست گذاری رسانه­ ها
  • بازی، هنر و زیبایی شناسی در رسانه ها
  • مطالعه در حوزه­های نوین ارتباطات (علم و فناوری، محیط زیست، مخاطره و بحران)
  • روش­شناسی و رویکردهای نوین در مطالعات رسانه­ها و فرهنگ
  • علوم شناختی و روان­شناسی در رسانه­ ها و ارتباطات
  • مطالعات فرهنگی
  • مطالعات افکار عمومی و سیاست در ارتباطات و رسانه­ ها
  • بازاریابی، تبلیغات و پروپاگاندا
  • مطالعات تطبیفی در موضوعات مطروحه

مشخصات نشریه

  • محل چاپ: ایران، تهران
  • ناشر: پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات‌فرهنگی
  • حوزۀ تخصصی:   مطالعات میان رشته ای در رسانه و فرهنگ
  • اعتبار مجله: علمی‌پژوهشی (مشاهده  جزئیات)
  • زبان مجله: دو زبانه؛ فارسی با چکیده انگلیسی
  • نوبت انتشار: دو فصلنامه
  • نوع انتشار: چاپی و الکترونیکی
  • هزینۀ بررسی و انتشار مقاله: دارد(مشاهده جزئیات)
  • بازه زمانی بررسی اولیه مقالات: 7 الی 10 روز
  • نوع داوری: حداقل 2 داور، دوسویه‌ناشناس(مشاهده جزئیات)
  • زمان داوری: سه تا شش‌ماه
  • درصد پذیرش مقالات: -
  • استفاده از مشابه یابی قبل از ارسال به داوری: دارد (سامانه مشابه یاب، متون سمیم نور)
  • نمایه‌شده: بلی
  • دسترسی به مقاله‌ها: رایگان (تمام متن)
  • رتبۀ مجله: [۱۳۹8(76) ب (پرتال نشریات علمی)
  • وضعیت درISC: کیفیت Q4 (وضعیت مشاهده)
  • پست‌الکترونیک: mediastudies1392@gmail.com  

 


محقق گرامی لطفا پیش از ارسال مقاله موارد زیر را ملاحظه و فایلهای پیوست را مطالعه نمایید.


بازنمایی افکار عمومی در رسانه و تأثیر آن بر رفتار تقنینی مجلس شورای اسلامی

https://doi.org/10.30465/ismc.2025.51628.2945

مهسا رفیعی لک

چکیده این مقاله به بررسی نقش رسانه‌ها در بازنمایی افکار عمومی و تأثیر این بازنمایی‌ها بر رفتار تقنینی مجلس شورای اسلامی می‌پردازد. مسئله محوری پژوهش آن است که چگونه موضوعاتی نظیر بدحجابی و سگ‌گردانی، از طریق تکرار در رسانه‌ها و تریبون ‌های مذهبی، به مسئله‌ای سیاسی-حقوقی بدل شده و به تصویب قوانین و طرح‌های تقنینی منجر می‌شوند. هدف اصلی تحقیق، تبیین سازوکارهای گفتمانی است که میان افکار عمومی، بازنمایی رسانه‌ای و واکنش قانونگذار پیوند برقرار می‌کنند. سؤال اصلی پژوهش این است: چگونه رسانه‌ها با بازنمایی افکار عمومی، زمینه کنش تقنینی مجلس را فراهم می‌کنند؟ فرضیه تحقیق آن است که قانونگذار، تحت تأثیر فشارهای ناشی از گفتمان رسانه‌ای و تریبونی، به جای تکیه بر تحلیل کارشناسی، در فرآیندی بازتابی به تصویب قوانین واکنشی می‌پردازد. پژوهش حاضر از روش تحلیل محتوای گفتمانی انتقادی بهره برده و رویکرد آن کیفی است. جامعه پژوهش شامل متون منتشرشده در رسانه‌ های رسمی، تریبون ‌های مذهبی، و متون قانونی مربوط به دو نمونه عفاف و حجاب و ممنوعیت سگ‌گردانی در بازه زمانی ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ می‌باشد. نمونه آماری نیز شامل ۲۰ متن رسانه‌ای و تریبونی است که به صورت هدفمند انتخاب شده‌اند.

تحلیل روان‌شناختی بازنمایی اختلالات شخصیت در سینما: مرور نظام‌مند

https://doi.org/10.30465/ismc.2025.52583.2975

سیف اله آقاجانی، سیما رسولی

چکیده تحلیل روان‌شناختی شخصیت‌های سینمایی به‌ویژه کاراکترهای مبتلا به اختلالات شخصیت، به‌عنوان یک رویکرد میان‌رشته‌ای در حوزه مطالعات روا‌ن‌شناسی و رسانه، می‌تواند به فهم عمیق‌تری از پیچیدگی‌های رفتار و روان انسان‌ها منتهی شود. هدف این پژوهش، بررسی اختلالات شخصیت در کاراکترهای محوری برخی آثار سینمایی و تحلیل آن‌ها بر اساس DSM-5 بود. این مطالعه به روش مرور نظام‌مند با جستجو در پایگاه‌های اطلاعاتی جهاد دانشگاهی، مگیران، پاپ مد، اسکوپوس، ساینس دایرکت، اسپیرنگر و گوگل اسکالر انجام شد و از مقالات نمایه شده از سال‌های 1395 تا 1404 شمسی و 2009 تا 2025 میلادی استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که بسیاری از آثار سینمایی با بازنمایی دقیق ویژگی‌های رفتاری، هیجانی و شناختی شخصیت‌های مبتلا به اختلالات شخصیت، بستری مؤثر برای آموزش غیرمستقیم مفاهیم آسیب‌شناسی روانی فراهم آورده‌اند. چنین بازنمایی‌هایی علاوه بر آگاهی‌بخشی روان‌شناختی به مخاطب، زمینه‌ساز توسعه رویکردهای میان‌رشته‌ای و تعمیق تعاملات علمی میان حوزه‌های روان‌شناسی و مطالعات سینمایی نیز می‌باشند.

بازنمایی هویت در بازی‌های رومیزی استراتژیک؛ مطالعه نشانه‌شناختی بازی‌های موکبدار، 7 عجایب، ساتراپان و موناهمانا

https://doi.org/10.30465/ismc.2025.52977.2990

علیرضا حسین پور، محمدصادق نصراللهی

چکیده بازی‌های رومیزی استراتژیک را می‌توان متونی فرهنگی دانست که از خلال روایت، مکانیک، نمادها، و تصویرسازی‌های خود به بازنمایی هویت‌های مختلف می‌پردازند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد هویتی بازنمایی‌شده در چهار بازی رومیزی استراتژیک (موکبدار، موناهمانا، ساتراپان و ۷ عجایب) انجام شده است.

روش تحقیق کیفی و مبتنی بر نشانه‌شناسی فرهنگی بوده و داده‌ها از طریق مطالعات متنی و نمونه‌گیری هدفمند گردآوری شده‌اند. نمونه‌ها شامل بازی‌های ایرانی، اقتباسی و ترجمه‌ای می‌باشد. در تحلیل از تکنیک‌های همنشینی و جانشینی برای کشف دلالت‌های صریح و ضمنی بهره گرفته شده است.

یافته‌ها نشان می‌دهد که هویت‌های دینی، جنسی، قومی، تاریخی و طبقاتی نه‌تنها در مضامین و عناصر روایی بازی‌ها بلکه در طراحی مکانیک‌ها، روابط میان بازیگران، و نظام امتیازدهی بازنمایی می‌شوند و در هر بازی یک یا چند مؤلفه‌ی هویتی، محوریت دارد. . بر این اساس، نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که بازی‌های رومیزی استراتژیک به‌مثابه‌ی متونی فرهنگی با بهره‌گیری از روایت، نماد، و سازوکارهای تعاملی خود، زمینه‌ای برای بازنمایی و بازاندیشی ابعاد مختلف هویت دینی، فرهنگی، تاریخی و صنفی فراهم می‌سازند؛ به‌گونه‌ای که در هر بازی، نوع خاصی از هویت در نسبت با ارزش‌ها برجسته می‌شود.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

تجربه زیسته گیم استریمرهای ایرانی ، یک مطالعه پدیدار شناسانه

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.52291.2971

فروغ رستگارمهر، محسن گودرزی

چکیده با گسترش روزافزون صنعت بازی و پلتفرم‌های پخش زنده، گیم‌استریمینگ به یکی از اشکال نوین ارتباطات دیجیتال و بازنمایی‌های فرهنگی در فضای مجازی تبدیل شده است. این تحقیق با هدف فهم تجربه زیسته گیم‌استریمرهای فارسی‌زبان در بستر پلتفرم‌های گیم‌استریمینگ، از رویکرد کیفی پدیدارشناسی توصیفی بهره گرفته است. مشارکت‌کنندگان شامل شش گیم‌استریمر حرفه‌ای با سبک‌های متنوع در پلتفرم‌هایی چون توییچ، یوتیوب و آپارات بودند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با روش هفت‌مرحله‌ای کولایزی تحلیل شد. یافته‌ها نشان می‌دهند استریم بازی برای گیم‌استریمرها سبک زندگی خلاقانه و فضایی برای بیان خود است. پنج مضمون اصلی شناسایی شد: (۱) نقد ساختارهای بومی و گسست دیجیتال، (۲) هویت و بازنمایی در بستر دیجیتال، (۳) ارتباط انسانی و پیوندهای عاطفی، (۴) چالش‌های خلاقیت و عملکرد رسانه‌ای، و (۵) سبک زندگی گیم‌استریمر. مطالعه نشان می‌دهد گیم‌استریمینگ فارسی یک اکوسیستم فرهنگی-رسانه‌ای در حال شکل‌گیری در ایران است که در آن گیم‌استریمرها با محدودیت‌های فنی، حساسیت‌های فرهنگی و پویایی‌های جنسیتی روبرو هستند و هویت حرفه‌ای خود را می‌سازند. این پژوهش به فهم گیم‌استریمینگ در بافت اجتماعی-فرهنگی ایران کمک می‌کند و شکاف میان مطالعات جهانی و بومی را پر کرده و بینش‌هایی درباره پویایی‌های پلتفرم، مسائل جنسیتی و کنشگری فرهنگی ارائه می‌دهد

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

مطالعه نقش عکاسی مستند در بازنمایی فرهنگ با رویکرد قوم‌نگاری در ایران

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.51511.2939

زهره صحت

چکیده عکاسی مستند با دلالت بر آنجا بودگی یکی از اصلی ترین شاخه های عکاسی است که به ثبت و بازنمایی اشیاء، رویدادها و صحنه های مختلف جهان پیرامون ما می پردازد. هدف پژوهش مطالعه نقش عکاسی مستند در بازنمایی فرهنگ با رویکرد قوم نگاری در ایران است و به این پرسش را پاسخ می دهد که عکاسی مستند چگونه می تواند به بازنمایی فرهنگ با رویکرد قوم نگاری بپردازد. روش شناسی پژوهش،‌ کیفی با رویکرد قوم نگاریِ تفسیری به توصیف- تحلیل، ‌عکاسی مستند در بازنمایی فرهنگ در ایران می پردازد. نوع داده های کیفی پژوهش شامل تصاویر(عکس) است. روشِ نمونه گیری هدفمند ترکیبی و جامعه پژوهش شامل عکاسان مستند ایرانی است. از بین 30 عکس انتخاب شده 6 عکس که با معیارهای پژوهش همگن تر بودند، انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده های کیفی به شیوه تحلیل محتوای مضمون با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام و در نتیجه عکاسان مستند در ایران فرهنگ را به سه شیوه شرح واقع گرایانه، شرح اعتراف گرایانه، و شرح برداشت گرایانه شرح، توصیف و بازنمایی کرده اند.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

تحلیل کاربردشناختی و زبان‌جامعه‌شناختیِ گسست ارتباطی در انیمیشن «ران اشتباه می‌کند»

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.52303.2968

الهه کمری

چکیده این مقاله به تحلیل زبان‌شناختی انیمیشن «ران اشتباه می‌کنه (2021)» می‌پردازد و تقابل میان ارتباط الگوریتمی و ارتباط انسانی را در عصر دیجیتال بررسی می‌کند. هدف اصلی، تحلیل کارکردهای انتقادی زبان «ناقص» ربات معیوب، ران، برای آشکار ساختن محدودیت‌های ارتباطات قاعده‌مند و ماهیت هویت اجتماعی است. این پژوهش با استفاده از روش کیفی توصیفی-تحلیلی، گفتگو‌ها و صحنه‌های کلیدی انیمیشن را در چارچوب نظریات کاربردشناسی (مشخصاً اصول همکاری گرایس و نظریه کنش‌های گفتاری) و زبان‌شناسی اجتماعی تحلیل می‌کند. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که ران به طور مداوم اصول همکاری گرایس (کمیت، کیفیت، ارتباط و شیوه) را نقض کرده و در درک نیروی کنشی-گفتاری ناتوان است. این نقص‌های زبانی، که در ابتدا منبع کمدی و انزوای اجتماعی هستند، به تدریج به یک «ضد-زبان» برای شکل‌گیری یک هویّت جایگزین و روابط اجتماعی اصیل تبدیل می‌شوند. در مقابل، زبان بی‌نقص و استاندارد «بی-بات»های دیگر، نمادی از ارتباطات سطحی و هویّت‌های همسان‌شده در شبکه‌های اجتماعی است. این تقابل نشان می‌دهد که شکست در رعایت قواعد کاربردشناختی، می‌تواند به طور متناقضی به ایجاد ارتباطی عمیق‌تر و معنادارتر منجر شود. نتایج نشان می‌دهد که این انیمیشن از طریق نمایش گسست‌های ارتباطی، استدلال می‌کند که ارتباط انسانی واقعی، «پرهرج‌ومرج» و ناقص است.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

ترکیب فرهنگ رفتاری و هوش مصنوعی در تحلیل سوگیری‌های شناختی سرمایه‌گذاران بازار سرمایه ایران

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.52273.2966

مهدی رستم نیا، سید عباس حسینی غفار، علی اسماعیلی

چکیده سوگیری‌های شناختی می‌توانند موجب درک نادرست از اطلاعات، تحلیل‌های اشتباه و در نهایت تصمیمات مالی زیان‌بار شوند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل این سوگیری‌ها در بازار سهام ایران طراحی شده و از الگوریتم‌های یادگیری ماشین به‌منظور مدل‌سازی رفتار سرمایه‌گذاران استفاده کرده است. داده‌های مربوط به ۱۰ نماد منتخب از بازار سهام ایران طی یک بازه مشخص زمانی جمع‌آوری، پیش‌پردازش و برای آموزش مدل‌های یادگیری ماشین آماده‌سازی شدند. در این تحقیق، دو الگوریتم رگرسیون لجستیک و جنگل تصادفی به‌منظور مقایسه عملکرد مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که مدل جنگل تصادفی با دقت ۹۷ درصد، عملکرد به‌مراتب بهتری نسبت به مدل رگرسیون لجستیک با دقت ۷۱ درصد داشته است. این نتایج گویای کارایی بالاتر الگوریتم‌های پیچیده‌تر در درک و تحلیل رفتارهای غیرمنطقی سرمایه‌گذاران است. پژوهش حاضر بدون هرگونه سوگیری در انتخاب مدل‌ها انجام شده و کلیه نتایج به‌صورت شفاف و قابل بازتولید ارائه شده‌اند. هدف اصلی، ارتقای تصمیم‌گیری منطقی در بازار سرمایه با اتکا بر تحلیل داده‌محور و ابزارهای هوش مصنوعی است. در انتها نشان می دهیم هر کدام از سوگیری های شناختی به دست آمده تجلی رفتاری خاصی در بازار مالی ایران دارد و متاثر از ریشه های فرهنگی مردم است.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

نقش برنامه های تلویزیونی در ترویج یا تغییر سبک شعری معاصر با رویکرد نظریۀ دریافت

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.53211.2995

داریوش ذوالفقاری، منصور نیک پناه

چکیده در دهه‌های اخیر، تلویزیون در ایران به‌عنوان رسانه‌ای فراگیر، نقشی اساسی در شکل‌دهی به فرهنگ عمومی و سلیقه‌ی هنری ایفا کرده‌است. برنامه‌های ادبی تلویزیون، به‌ویژه آن‌هایی که به شعر فارسی اختصاص دارند، می‌توانند جریان‌های شعری معاصر را ترویج یا دگرگون سازند. هدف پژوهش حاضر، تحلیل نقش برنامه‌ی تلویزیونی «سرزمین شعر» در ترویج یا تغییر سبک‌های شعری معاصر با تکیه بر نظریه‌ی دریافت است. این تحقیق با رویکرد کیفی و در چارچوب نظریه‌ی دریافت انجام شده است. داده‌ها از طریق تحلیل محتوای برنامه و مصاحبه‌های عمیق با گروهی از مخاطبان گردآوری شد. در تحلیل محتوایی، ساختار، زبان، سبک شعری، شیوه‌ی داوری و بازنمایی تصویری و موسیقایی برنامه بررسی گردید. مصاحبه‌ها نیز برای ارزیابی نحوه‌ی رمزگشایی مخاطبان و تأثیر برنامه بر ذائقه‌ی شعری آن‌ها انجام شد .نتایج نشان داد که برنامه تلویزیونی «سرزمین شعر» در لایه‌های مختلف خود، معنا را از طریق انتخاب شاعران، ساختار رقابتی، لحن داوری و نشانه‌های بصری رمزگذاری کرده و در نتیجه نوعی ذائقه‌ی مشروع در عرصه‌ی شعر معاصر ایجاد نموده‌است.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

کاوشی برساخت هویت دیجیتال در میان سلبریتی‌های ورزشی در شبکه‌های اجتماعی

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.53910.3021

محمدحسین قربانی، ابراهیم علیدوست قهقرخی، حسین رجبی نوش آبادی

چکیده سلبریتی‌های ورزشی در عصر فضای دیجیتال از طریق پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی هویت‌های چندوجهی ایجاد می‌کنند که فراتر از عملکرد ورزشی آنها است. این مطالعه بررسی می‌کند که چگونه سلبریتی‌های ورزشی هویت‌های دیجیتال خود را در محیط‌های آنلاین می‌سازند و به اشتراک می‌گذارند. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و با استفاده از روش فراترکیب به عنوان مسیر اجرا در جمع آوری و تحلیل داده ها انجام شد. جامعه آماری تحقیق حاضر، کلیه مقاله های مرتبط با حوزه هویت دیجیتال در میان چهره‌های مشهور ورزشی است که در پایگاه‌های اطلاعاتی ساینس دایرکت، پروکوئست، اسکوپوس، تیلور & فرانسیس، سیج و پابمد از سال 2015 تا 2025 چاپ شده است. این تحقیق با ترکیب یافته‌های مطالعات کیفی در مورد برساخت هویت دیجیتال در میان چهره‌های مشهور ورزشی در شبکه‌های اجتماعی پنج مضمون اصلی هویت اصیل و چندلایه؛ هویت دیجیتال زیسته؛ برندسازی قهرمانانه؛ فردیت ورزشی در حال گذار؛ و شخصیت اجتماعی معنادار و ارزشمند را شناسایی می‌کند که هویت دیجیتال سلبریتی‌های ورزشی را توصیف می‌کنند. این مضامین، ماهیت در حال تکامل، استراتژیک و فرهنگی شکل‌گیری هویت دیجیتال در میان سلبریتی‌های ورزشی را آشکار می‌کند.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

شناسایی ظرفیت‌های رسانه‌های اجتماعی برای بازاریابی سریال‌های الف ‌ویژه صداوسیما

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.54225.3031

سید بشیر حسینی اسفیدواجانی، مهدی تازیکه

چکیده هدف پژوهش حاضر «شناسایی ظرفیت‌های رسانه‌های اجتماعی برای بازاریابی سریال‌های الف ‌ویژه صداوسیما» است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، اکتشافی است و با اتکا بر چارچوب نظری آمیخته بازاریابی و بازاریابی ویروسی و با تطبیق آن‌ها با رسانه‌های اجتماعی و محصولات رسانه‌ای، به کاوش در این زمینه پرداخته است. داده‌ها از طریق ۱۶ مصاحبۀ عمیق نیمه‌ساختاریافته با تهیه‌کنندگان و عوامل تولید سریال‌های تلویزیونی و الف ‌ویژه، مدیران سازمان صداوسیما و متخصصان بازاریابی و فضای مجازی، با نمونه‌گیری هدفمند گردآوری و با روش تحلیل مضمون و کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. یافته‌ها در هفت مضمون اصلی صورت‌بندی می‌شود: ظرفیت‌های «محتوایی»، «تولیدی»، «پلتفرمی»، «تعاملی»، «اقتصادی»، «سازمانی» و «بین‌المللی». نتایج بیانگر آن است که هم‌خوانی سوژه، ژانر و شخصیت‌پردازی با زیست امروز مخاطب و منطق رسانه‌های اجتماعی، شرط شکل‌گیری خودبه‌خودی تیزرها، کلیپ‌ها و گفت‌وگو پیرامون سریال است و حجم تولید سنگین، در صورت برنامه‌ریزی، منبعی برای ساخت نشان تجاری سریال است؛ اما نبود راهبرد پلتفرمی، کمپین‌های ۳۶۰ درجه، تقسیم متوازن بودجه و موانع ساختاری، مانع بالفعل‌شدن این ظرفیت‌هاست. جمع‌بندی نتایج، ضمن تأیید و بومی‌سازی چارچوب‌های آمیخته بازاریابی و بازاریابی ویروسی، ضرورت گذار از نگاه تبلیغیِ تک‌بعدی به رویکردی زیست‌بوم‌محور، تعاملی و داده‌محور را نشان می‌دهد.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

فرآیند الگوریتمی شکل‌گیری انزوای اطلاعاتی در مواجهه کاربران با اخبار سیاسی در اینستاگرام

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.53460.3007

جهاندار امیری، امیر محمد زرقانی

چکیده چکیده

هدف: با توجه به نقش روزافزون اینستاگرام به عنوان یک منبع خبری و نگرانی از شکل‌گیری «حباب فیلتر»، این پژوهش با هدف تبیین فرآیند شکل‌گیری حباب فیلتر در مواجهه کاربران با اخبار سیاسی در پلتفرم اینستاگرام انجام شده است.

روش: این مطالعه به روش کیفی و با رویکرد نظریه داده‌بنیاد انجام پذیرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۰ کاربر و ۶ کارشناس، مشاهده غیرمشارکتی پروفایل‌ها و مطالعه اسناد (کامنت‌ها) گردآوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی در نرم‌افزار مکس‌کیودا تحلیل شدند.

یافته‌ها: یافته‌ها به ارائه «مدل پارادایمی تعامل سه‌گانه» منجر شد که نشان می‌دهد حباب فیلتر در نتیجه کنش هدفمند کاربر، تقویت الگوریتمی و نقش تسهیل‌گر شبکه اجتماعی شکل می‌گیرد.. پیامد نهایی این فرآیند، تعمیق انزوای اطلاعاتی، تقویت سوگیری تأیید و تشدید قطبی‌سازی سیاسی است.

نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از آن است که حل چالش حباب فیلتر مستلزم مداخله همزمان در سه سطح «ارتقای سواد رسانه‌ای کاربران»، «شفافیت الگوریتمی» و «توجه به بستر شبکه‌های اجتماعی» است.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

تکانه های اقتصاد سیاسی و فرسایش سرمایه فرهنگی: مطالعه‌ای درباره کاربرد رسانه ها توسط طبقه متوسط ایران در عصر تحریم

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.54730.3054

علی اصغر سعیدی، حمید عبداللهیان، سپیده پیری

چکیده این مقاله به مطالعه و تفسیر آثار تکانه‌های اقتصاد سیاسی، از جمله تحریم‌های بین‌المللی، بر طبقه متوسط ایران می‌پردازد و نشان می‌دهد که این فشارها به فرسایش سرمایه فرهنگی، تضعیف نقش‌های اجتماعی و تغییر الگوهای مصرف رسانه‌ای این طبقه منجر می شوند. مقاله در آغاز، مسئله پژوهش را در پیوند میان بحران‌های اقتصادی، دگرگونی موقعیت طبقه متوسط و پیامدهای اجتماعی آن صورت‌بندی می‌کند. تمرکز اصلی مقاله بر تأثیر این تحریم‌ها بر طبقه متوسط است.

از نظر نظری، مقاله از دیدگاه‌های مارکس، وبر، بوردیو و هالبواکس درباره طبقه، سرمایه فرهنگی، منزلت اجتماعی و حافظه جمعی، استفاده اما بر چارچوب تفسیری وبر و بوردیو اتکاء می‌کند.

مقاله استدلال می‌کند که هنگامی که فشارهای معیشتی تشدید می‌شود، بخشی از طبقه متوسط ناگزیر از کاهش مصرف فرهنگی، محدود کردن مشارکت اجتماعی، با اولویت‌های فوری معیشتی می‌شود. در چنین وضعیتی، رسانه‌ها نیز برای این طبقه کارکردی دوگانه می‌یابند: از یک سو به ابزار آگاهی‌بخشی، حفظ پیوندهای اجتماعی، بازنمایی نارضایتی و انتقال تجربه‌های زیسته تبدیل می‌شوند و از سوی دیگر، در شرایط بحران، می‌توانند به فضایی برای اضطراب، ناامیدی، قطبی‌شدن و فرسایش اعتماد اجتماعی بدل شوند. نتایج نشان می‌دهد که حمایت از طبقه متوسط برای تحقق توسعه پایدار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در ایران ضرورت دارد.

مطالعه نقش اینستاگرام در ترویج سند 2030

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 شهریور 1404

https://doi.org/10.30465/ismc.2025.49135.2867

کمیل خجسته

چکیده انقلاب فناوری ارتباطات تحولات عمیقی در سبک زندگی، کار و ارتباطات انسان‌ها ایجاد کرده است. پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام با تغییر در زنجیره تولید سنتی و اعمال حکمرانی دیجیتالی، تأثیرات اجتماعی و سیاسی زیادی به همراه داشته‌اند که منجر به تضعیف قدرت دولت‌های ملی و هویت‌های فرهنگی می‌شود. این پژوهش به بررسی چگونگی تأثیرگذاری اینستاگرام بر ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و حکمرانی دولت‌ها و همچنین نحوه ترویج اهداف 2030 می‌پردازد و از روش توصیفی-تحلیلی بهره برده و منابع مختلفی از جمله اسناد رسمی شرکت متا و اینستاگرام را استفاده کرده است.

چارچوب پژوهش نشان می‌دهد که پلتفرم‌ها در رقابت با دولت‌ها و شرکت‌ها، تلاش دارند زنجیره ارزش رقابتی را بشکنند. آن‌ها با تغییر ساختار تولید که بازار بر اساس قدرت دولت مدرن ایجاد کرده، و با ایجاد همتایان تولیدکننده و مصرف‌کننده، موجب کاهش قدرت دولت‌ها و شکل‌گیری زنجیره تولید جدید می‌شوند. در این راستا، اینستاگرام با شکستن زنجیره ارزش رقابتی که پیشتر تحت سلطه دولت‌ها بود، توانسته است هنجارها و سیاست‌های خود را بر کاربران اعمال کند. نتایج نشان می‌دهند که این سیاست‌ها در راستای پیاده‌سازی اهداف سند 2030 هستند و ایجاد چالش‌های جدی برای دولت‌ها و هویت‌های فرهنگی می‌کنند که نیاز به واکنش و سیاست‌گذاری دقیق برای حفظ این عناصر دارد.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

کارکرد پادکست‌های تجربه زیسته در تحول حوزه عمومی؛ مورد مطالعه: "رادیو مرز"

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.52895.2986

ویدا همراز، محمد جواد زمانی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش و کارکرد پادکست‌های تجربه ‌زیسته در تحول حوزه عمومی با تمرکز بر رادیو‌ مرز به‌عنوان یک مورد مطالعه از رسانه‌های "صدا پایه" است. این پژوهش تلاش می‌کند تا درک عمیق‌تری از چگونگی استفاده از داستان‌های شخصی و تجربیات فردی در رسانه‌های صوتی جدید برای ایجاد تغییرات اجتماعی در حوزه عمومی فراهم آورد. برای دستیابی به هدف فوق، با رویکرد کیفی، از روش تحلیل مضمون استفاده و پادکست‌ "رادیو مرز" به عنوان نمونه مورد مطالعه، تحلیل شد. یافته‌های پژوهش که براساس هفت مضمون اصلی "افزایش آگاهی اجتماعی"، "بازاندیشی در مفاهیم اجتماعی"، "تغییرات فرهنگی و هویتی"، "بحران‌های اجتماعی و تحول حوزه‌عمومی"، "تحولات اجتماعی و چالش‌های جنسیتی"، "تأثیر رسانه‌های نوین بر تحول حوزه عمومی" و "ایجاد جوامع آنلاین و حوزه عمومی شبکه‌ای" است؛ نشان می‌دهد پادکست‌های تجربه زیسته می‌توانند نقش مهمی در ایجاد گفت‌وگوهای اجتماعی عمیق، شکل‌دهی به هویت جمعی و جمعیت‌های آنلاین ایفا ‌کنند. نتیجه این پژوهش نشان می‌دهد که پادکست‌ها می‌توانند، کنار سایر رسانه‌های اجتماعی فضای جدیدی را برای شنیده شدن صداهای در حاشیه و شکل‌گیری حوزه عمومی دیجیتال و تحول حوزه عمومی سنتی در ایران ایجاد کنند.

نقش شبکه‌های اجتماعی مجازی در فرآیند اقناع رسانه‌ای جوانان اروپایی توسط گروه‌های تروریستی (مطالعه موردی: داعش)

دوره 10، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 211-244

https://doi.org/10.30465/ismc.2021.6077

هومن قاپچی، علی اکبر فرهنگی، طاهر روشندل اربطانی، سیدمهدی شریفی

چکیده در این تحقیق، با روش «مطالعۀ موردی» و روش نمونه‌گیری « گلوله‌برفی» 124 نفر از جوانان اروپایی‌ که جذب داعش شده‌اند مورد مطالعه قرار گرفته و برای هرکدام پروفایل جداگانه ساخته شد. در این پروفایل‌ها نام، نام‌خانوادگی، نام‌مستعار، سن، جنسیت، تحصیلات، شغل، مذهب، محل سکونت، اصلیت نژادی، ماموریت، دلیل جذب، طریق‌جذب، وضعیت فعلی، فنون اقناع، نقش رسانه در جذب، نوع بازنمایی در رسانه‌جمعی و تولید، توزیع، مصرف یا حضور در محتوای داعش بررسی شده است.
نقش رسانه‌های اجتماعی در جذب این‌ مخاطبان خاص و به‌ظاهر دست‌نیافتنی پرسش اصلی این تحقیق بوده است. پرسش‌های فرعی عبارتند از:
1. نقش رسانه در جذب جوانان اروپایی کدام‌یک از این سه حالت بوده است؟ عامل جذب، کاتالیزور(شتاب‌دهنده) یا بی‌تاثیر؟
2. نسبت (تولید‌کننده‌های محتوای داعش) با (توزیع‌کننده‌های محتوای داعش)، (مصرف‌کننده‌های محتوای داعش) و (حاضرین در محتوای داعش) در این جامعه موردی به چه میزان است؟
3. کدامیک از فنون چهارده‌گانۀ اقناع برای جذب این افراد بیشتر به کار رفته است؟
4. نوع و نسبت بازنمایی رسانه‌های جمعی این افراد چه میزان بوده است؟
5. این افراد دارای اصلیت اروپایی بوده یا نسل دوم و سوم مهاجرین به اروپا بوده‌اند؟
6. رسانۀ اصلی جذب این افراد در کدام سوی طیف «از منبر تا فضای‌مجازی» بوده است؟

ارتباط میان فرهنگ و فنّاوری اطلاعات و ارتباطات و ‌آسیب‌های فرهنگی اینترنت

دوره 2، شماره 2، آذر 1391، صفحه 109-128

طاهر روشندل اربطانی، منوچهر صابر

چکیده فنّاوری اطلاعات توانسته است تمامی شیوه‌ها و مسیرهای انتقال، مبادله، نمایش، ذخیره‌سازی، و مدیریت اطلاعات را متحول و دگرگون سازد. امروزه، فنّاوری‌های نوین ارتباطی چنان سرعت و عمقی به تغییرات اجتماعی داده‌اند که حتی پابرجاترین عرصۀ حیات بشری یعنی فرهنگ را نیز درنوردیده و انسان را در میانۀ یک دگرگونی فرهنگی جدی قرار داده‌اند؛ چرا که سرعت انتقال جریان فرهنگ، به‌واسطة ارتباطات نوین، در حال افزایش است. از این‌رو، ترسیم چنان دورنمایی در حوزۀ فنّاوری اطلاعات منشأ تحولات مثبت خواهد بود که مبتنی‌بر جایگاه‌ها و راهکارهای مطلوب فرهنگی باشد.
در این مقاله، ضمن تعریف مفاهیم فرهنگ و فنّاوری اطلاعات و بررسی ویژگی‌های آن‌ها، رابطۀ میان فرهنگ و فنّاوری اطلاعات با تأکید بر فنّاوری‌های نوین ارتباطی، که مهم‌ترین آن‌ها اینترنت است، مورد کنکاش قرار گرفته است. نگارنده در این بررسی دیدگاه‌های متفاوت دربارۀ تأثیرات و کارکردهای اینترنت را به ‌بحث کشیده و نشان داده است که با وجود همۀ ظرفیت‌ها، فرصت‌ها، و قابلیت‌های این فنّاوری نوین نباید مسائل و آسیب‌های به‌وجود‌آمده را از نظر دور داشت. در انتها به بررسی تأثیر اینترنت بر تغییر روند سنتی ارزش‌های دینی پرداخته شده است.
در این پژوهش، که با روش توصیف، تبیین، و تحلیل اطلاعات گردآوری‌شده از منابع کتاب‌خانه‌ای تهیه شده است، مشخص می‌شود که اینترنت ممکن است باعث تضعیف برخی ارزش‌های دینی شود.

فلسفة رسانه چیست؟

دوره 1، شماره 1، مرداد 1390، صفحه 123-150

سیدحسن حسینی

چکیده دانش جدید و میان رشته‌ای فلسفة رسانه (Media Philosophy ) حدود ده سال است که در کشورهایی از قبیل آلمان، و آمریکا مورد توجه محققان علوم فلسفی، اجتماعی و ارتباطات قرار گرفته است. اینکه این دانش خود از میان رشته‌ها و علوم دیگر به‌طور طبیعی متولد شده و یا به تلقیح برخی علوم با یکدیگر با انتظارات معینی به وجود آمده است، بحث جداگانه‌ای لازم دارد که در هر صورت، باعث مطرح شدن مسایل جدیدی در حوزة ارتباطات و رسانه‌های جدید شده است.
جایگاه فلسفة رسانه و نسبت آن با تقسیمات اساسی فلسفه، ماهیت فلسفة رسانه و توجه به هویت و روش و مسایل این دانش، و هم‌چنین، خانواده فلسفة رسانه و بستگان آن دانش، و در نهایت، فلسفة رسانه گسترش مرزهای دانش و یا ضرورتی بومی، محورهای اصلی این نوشته را تشکیل می‌دهد.
در تبیین جایگاه دانش فلسفة رسانه، دو تقسیم اصلی فلسفه به فلسفة مطلق و فلسفة مضاف، و فلسفة قاره‌ای و فلسفة تحلیلی عنوان خواهد شد، و نسبت دانش فلسفة رسانه در اقسام آن بررسی و نتایج آن ارائه خواهد شد. سپس، در بحث ماهیت دانش فلسفة رسانه، نسبت این دانش جدید با معرفت‌های درجة اول و درجة دوم و فلسفه‌های مضاف مورد توجه قرار خواهد گرفت و به دنبال آن روش معتبر این علم تبیین خواهد شد. در ادامة نوشته، تقسیم‌بندی مهم فلسفة رسانه به فلسفة نظری رسانه و فلسفة عملی رسانه و شرح اقسام آن مطرح خواهد شد.

بررسی تأثیر رسانه‌‌های جمعی در گرایش به هویت ملی (مطالعة موردی شهروندان شهرستان کاشان در سال 1390)

دوره 2، شماره 1، شهریور 1391، صفحه 99-127

محسن نیازی، الهام شفائی‌‌مقدم

چکیده امروزه رسانه‌‌های جمعی، به‌منزلة شاه‌راه اطلاعاتی جوامع، و نقش آن‌ها در فرهنگ و ابعاد گوناگون هویت انسانی، به‌ویژه هویت ملی، مورد توجه صاحب‌‌نظران و محققان علوم انسانی ـ اجتماعی قرار گرفته است. در این ارتباط رویکردها و ره‌یافت‌‌های نظری متفاوتی عرضه شده است. نظریة ارتباطات گلوله‌‌ای بر شکل‌‌گیری هویت بر مبنای رسانه‌‌ها تأکید کرده است. دربرابر، برخی صاحب‌‌نظران به قدرت تحلیل اطلاعات و فرهنگ بهره‌‌وری از رسانه‌‌ها اشاره کرده‌‌اند. در این ‌میان، برخی نیز با عرضة رویکرد تعادلی بر نقش دوگانه و متناقض رسانه‌‌ها در شکل‌‌دهی و فرسایش هویت ملی تأکید داشته‌‌اند. با توجه به موارد فوق، هدف اساسی این مقاله بررسی میزان و نوع محتوای برنامه‌‌‌‌های مورد استفاده از رسانه‌‌های تلویزیون و ماهواره و اینترنت و میزان گرایش به هویت ملی شهروندان و نیز چگونگی رابطه بین متغیرهای فوق در جامعة آماری مورد مطالعة کاشان، به‌منزلة شهری سنتی و در معرض نوگرایی، است.
این پژوهش از نوع مطالعة پیمایش بوده است و داده‌‌های تحقیق با استفاده از روش پرسش‌نامه توأم با مصاحبه جمع‌‌آوری شده است. برای سنجش متغیرهای اصلی و وابستة تحقیق از ده گویه در قالب طیف لیکرت استفاده شده است. اعتبار و روایی طیف با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی و با توجه به نتایج آزمون (84/0=a) تأیید شده است. درمجموع، یافته‌‌های تحقیق و نتایج محاسبات آماری مربوطه رابطة معنی‌‌دار و مثبت بین میزان استفاده از تلویزیون و میزان گرایش به هویت ملی (252/0=Tb) و نیز رابطة معنی‌‌دار و منفی بین میزان استفاده از ماهواره و اینترنت با میزان گرایش به هویت ملی را به‌ترتیب با 199/0- و 271/0-=Tc در سطح اطمینان 99% تأیید کرده است. هم‌چنین، نتایج آزمون کای‌اسکوئر معنی‌‌داری رابطه بین نوع محتوای برنامه‌‌های مورد استفاده از تلویزیون و ماهواره و اینترنت با میزان گرایش به هویت ملی را تأیید کرده است. نتایج تحلیل رگرسیون با ضریب بتای 276/0- تأثیر منفی متغیر میزان استفاده از ماهواره و با ضریب بتای 268/0 تأثیر مثبت میزان استفاده از تلویزیون در میزان گرایش به هویت ملی پاسخ‌گویان را نشان می‌‌دهد.

تلفن‌ همراه و تأثیر آن در ارتباطات ‌میان‌فردی جوانان دانشجو (مطالعة دانشجویان دانشگاه‌های تهران)

دوره 2، شماره 1، شهریور 1391، صفحه 1-28

مسعود کوثری، محمدرضا جوادی یگانه، طاهره خیرخواه

چکیده مقالة حاضر تأثیر تلفن ‌همراه را در ارتباطات ‌میان‌فردی جوانان (با مطالعة دانشجویان دانشگاه‌های تهران) مورد مطالعه قرار می‌دهد. درواقع این تحقیق قصد دارد تا مشخص کند که آیا عمق و گسترة ارتباطات ‌میان‌فردی به وسیلة تلفن ‌همراه تغییری یافته ‌است یا خیر؟
در این پژوهش ارتباطات با واسطة تلفن ‌همراه 387 دانشجوی دانشگاه‌های سراسری سطح تهران به روش پیمایش بررسی شده ‌است.
بعد از جمع‌آوری داده‌ها و بررسی آن‌ها، مشخص شد ویژگی‌های شخصی دارندگان تلفن ‌همراه تأثیری در گستره و عمق ارتباطات ‌میان‌فردی آنان ندارد. اما میزان آشنایی آنان با فنّاوری‌های نو (سواد IT) در میزان استفادة آنان از تلفن ‌همراه تأثیر دارد. هم‌چنین نتایج این پیمایش نشان داد که میزان استفاده از تلفن ‌همراه در گستره و عمق ارتباطات ‌میان‌فردی پاسخ‌گویان تأثیرگذار بوده است. البته این تأثیر در گروهی دیده شد که جوانان دانشجو علاوه‌بر ارتباطات چهره‌ به ‌چهره با آنان، ارتباطات موبایل ‌واسط نیز داشته‌اند.

نقش رسانه‌ها در دموکراسی فرهنگی جهان معاصر

دوره 1، شماره 1، مرداد 1390، صفحه 85-98

فائزه توکلی

چکیده با گسترش رسانه‌های جمعی در سطح داخلی و خارجی و تأثیر آنها بر نهادهای فرهنگی جامعه، عناصر مشترک فرهنگ‌های مختلف در اثر تماس، آمیزش و ارتباط فرهنگ‌ها با یکدیگر در حال امتزاج‌اند.
تحول مهم حوزة فرهنگ، درک متقابل فرهنگ‌ها از یکدیگر، بدون گرایش به حذف است. در این راستا، طرح دموکراسی فرهنگی با تأکید بر این اصل استوار است که وابستگی هر فرد به یک فرهنگ، یکی از اساسی‌ترین نیازهای انسانی است و هر فرد، گروه و جماعت از حق انتساب خود به فرهنگ یا فرهنگ‌های خاصی برخوردار است.
در این مقاله با طرح این پرسش که مؤلفه‌های دموکراسی فرهنگی چیست به تبیین رابطة متقابل بین رسانه و فرهنگ پرداخته می‌شود.  احترام به حفظ ارزش‌های دیگران و حرکت به سوی جامعة جهانی توأم با وفاق و همدلی، منوط به رفع موانع ارتباطات میان فرهنگی است و نه آنکه فرهنگ‌ها حذف شوند. رسانه‌ها ابزار و نهادهای مؤثر در فرهنگ هر جامعه به حساب می‌آیند و حوزة عمل و فعالیت‌ آنها فرهنگ است. نتیجة این ارتباط و پیوند برقراری رابطه‌ای متقابل بین رسانه و فرهنگ است. انقلاب اطلاعات و به تبع آن، جهانی شدن رسانه‌ها از قبیل: اینترنت، پست ‌الکترونیک ، شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ، تلفن همراه ، نمابر و جز اینها نقطة عطفی در گسترش همکاری‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میان جوامع مختلف شده است که از آن جمله می‌توان به افزایش سرعت ارتباطات، دسترسی جهانی به اطلاعات، ایجاد منبع جدید قدرت و نیز گسترش فرهنگ جهانی مشترک اشاره کرد.

بررسی رابطه بین اعتیاد به اینترنت و سلامت روانی دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشکدۀ مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی

دوره 3، شماره 1، تیر 1392، صفحه 59-79

فاطمه تاجی، فریدون وردی‎نژاد

چکیده پژوهش حاضر که به بررسی رابطۀ اعتیاد به اینترنت و سلامت روانی دانشجویان می‎پردازد، به دنبال پاسخ‎گویی به این پرسش است که چه رابطه‎ای بین اعتیاد به اینترنت و سلامت روانی دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشکدۀ مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی وجود دارد.
برای پاسخ به این پرسش، با بررسی ادبیات موجود در حوزه‎های رفتاری و رسانه‎ها، سه فرضیه در قالب بررسی رابطۀ سلامت روانی با اعتیاد به اینترنت؛ جنس و مقطع تحصیلی دانشجویان تدوین گردید. پژوهش حاضر از نوع توصیفی ـ همبستگی است و جامعۀ آماری آن، همۀ دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشکدۀ مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی را دربر می‎گیرد که تعداد آنها 3600 نفر می‎باشد. حجم نمونه بر اساس فرمول و جدول مورگان، 368 نفر و روش نمونه‎گیری از نوع تصادفی سیستماتیک است. گردآوری داده‎ها از طریق مطالعات نظری و میدانی انجام شده و ابزار سنجش پژوهش عبارت است از: تست اعتیاد اینترنتی یونگ و پرسش‎نامۀ سلامت عمومی (GHQ) که با استفاده از آنها رابطۀ اعتیاد و سلامت روانی همۀ دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد با جنس و مقطع تحصیلی آنها آزموده شد. نتایج تحقیق نشان‎می‎دهد که بین اعتیاد به اینترنت و جنسیت رابطۀ معناداری وجود ندارد، اما بین اعتیاد به اینترنت و مقطع تحصیلی رابطۀ مثبت معناداری وجود دارد. همچنین، بین سلامت روانی و اعتیاد به اینترنت و جنسیت رابطۀ معناداری وجود دارد، اما بین سلامت روانی و مقطع تحصیلی رابطۀ معناداری وجود ندارد.

ابر واژگان