دوره و شماره: دوره 16، شماره 1 - شماره پیاپی 31، شهریور 1405 (شماره 1 (بهار و تابستان)) 

بازنمایی افکار عمومی در رسانه و تأثیر آن بر رفتار تقنینی مجلس شورای اسلامی

https://doi.org/10.30465/ismc.2025.51628.2945

مهسا رفیعی لک

چکیده این مقاله به بررسی نقش رسانه‌ها در بازنمایی افکار عمومی و تأثیر این بازنمایی‌ها بر رفتار تقنینی مجلس شورای اسلامی می‌پردازد. مسئله محوری پژوهش آن است که چگونه موضوعاتی نظیر بدحجابی و سگ‌گردانی، از طریق تکرار در رسانه‌ها و تریبون ‌های مذهبی، به مسئله‌ای سیاسی-حقوقی بدل شده و به تصویب قوانین و طرح‌های تقنینی منجر می‌شوند. هدف اصلی تحقیق، تبیین سازوکارهای گفتمانی است که میان افکار عمومی، بازنمایی رسانه‌ای و واکنش قانونگذار پیوند برقرار می‌کنند. سؤال اصلی پژوهش این است: چگونه رسانه‌ها با بازنمایی افکار عمومی، زمینه کنش تقنینی مجلس را فراهم می‌کنند؟ فرضیه تحقیق آن است که قانونگذار، تحت تأثیر فشارهای ناشی از گفتمان رسانه‌ای و تریبونی، به جای تکیه بر تحلیل کارشناسی، در فرآیندی بازتابی به تصویب قوانین واکنشی می‌پردازد. پژوهش حاضر از روش تحلیل محتوای گفتمانی انتقادی بهره برده و رویکرد آن کیفی است. جامعه پژوهش شامل متون منتشرشده در رسانه‌ های رسمی، تریبون ‌های مذهبی، و متون قانونی مربوط به دو نمونه عفاف و حجاب و ممنوعیت سگ‌گردانی در بازه زمانی ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ می‌باشد. نمونه آماری نیز شامل ۲۰ متن رسانه‌ای و تریبونی است که به صورت هدفمند انتخاب شده‌اند.

تحلیل روان‌شناختی بازنمایی اختلالات شخصیت در سینما: مرور نظام‌مند

https://doi.org/10.30465/ismc.2025.52583.2975

سیف اله آقاجانی، سیما رسولی

چکیده تحلیل روان‌شناختی شخصیت‌های سینمایی به‌ویژه کاراکترهای مبتلا به اختلالات شخصیت، به‌عنوان یک رویکرد میان‌رشته‌ای در حوزه مطالعات روا‌ن‌شناسی و رسانه، می‌تواند به فهم عمیق‌تری از پیچیدگی‌های رفتار و روان انسان‌ها منتهی شود. هدف این پژوهش، بررسی اختلالات شخصیت در کاراکترهای محوری برخی آثار سینمایی و تحلیل آن‌ها بر اساس DSM-5 بود. این مطالعه به روش مرور نظام‌مند با جستجو در پایگاه‌های اطلاعاتی جهاد دانشگاهی، مگیران، پاپ مد، اسکوپوس، ساینس دایرکت، اسپیرنگر و گوگل اسکالر انجام شد و از مقالات نمایه شده از سال‌های 1395 تا 1404 شمسی و 2009 تا 2025 میلادی استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که بسیاری از آثار سینمایی با بازنمایی دقیق ویژگی‌های رفتاری، هیجانی و شناختی شخصیت‌های مبتلا به اختلالات شخصیت، بستری مؤثر برای آموزش غیرمستقیم مفاهیم آسیب‌شناسی روانی فراهم آورده‌اند. چنین بازنمایی‌هایی علاوه بر آگاهی‌بخشی روان‌شناختی به مخاطب، زمینه‌ساز توسعه رویکردهای میان‌رشته‌ای و تعمیق تعاملات علمی میان حوزه‌های روان‌شناسی و مطالعات سینمایی نیز می‌باشند.

بازنمایی هویت در بازی‌های رومیزی استراتژیک؛ مطالعه نشانه‌شناختی بازی‌های موکبدار، 7 عجایب، ساتراپان و موناهمانا

https://doi.org/10.30465/ismc.2025.52977.2990

علیرضا حسین پور، محمدصادق نصراللهی

چکیده بازی‌های رومیزی استراتژیک را می‌توان متونی فرهنگی دانست که از خلال روایت، مکانیک، نمادها، و تصویرسازی‌های خود به بازنمایی هویت‌های مختلف می‌پردازند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد هویتی بازنمایی‌شده در چهار بازی رومیزی استراتژیک (موکبدار، موناهمانا، ساتراپان و ۷ عجایب) انجام شده است.

روش تحقیق کیفی و مبتنی بر نشانه‌شناسی فرهنگی بوده و داده‌ها از طریق مطالعات متنی و نمونه‌گیری هدفمند گردآوری شده‌اند. نمونه‌ها شامل بازی‌های ایرانی، اقتباسی و ترجمه‌ای می‌باشد. در تحلیل از تکنیک‌های همنشینی و جانشینی برای کشف دلالت‌های صریح و ضمنی بهره گرفته شده است.

یافته‌ها نشان می‌دهد که هویت‌های دینی، جنسی، قومی، تاریخی و طبقاتی نه‌تنها در مضامین و عناصر روایی بازی‌ها بلکه در طراحی مکانیک‌ها، روابط میان بازیگران، و نظام امتیازدهی بازنمایی می‌شوند و در هر بازی یک یا چند مؤلفه‌ی هویتی، محوریت دارد. . بر این اساس، نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که بازی‌های رومیزی استراتژیک به‌مثابه‌ی متونی فرهنگی با بهره‌گیری از روایت، نماد، و سازوکارهای تعاملی خود، زمینه‌ای برای بازنمایی و بازاندیشی ابعاد مختلف هویت دینی، فرهنگی، تاریخی و صنفی فراهم می‌سازند؛ به‌گونه‌ای که در هر بازی، نوع خاصی از هویت در نسبت با ارزش‌ها برجسته می‌شود.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

تجربه زیسته گیم استریمرهای ایرانی ، یک مطالعه پدیدار شناسانه

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.52291.2971

فروغ رستگارمهر، محسن گودرزی

چکیده با گسترش روزافزون صنعت بازی و پلتفرم‌های پخش زنده، گیم‌استریمینگ به یکی از اشکال نوین ارتباطات دیجیتال و بازنمایی‌های فرهنگی در فضای مجازی تبدیل شده است. این تحقیق با هدف فهم تجربه زیسته گیم‌استریمرهای فارسی‌زبان در بستر پلتفرم‌های گیم‌استریمینگ، از رویکرد کیفی پدیدارشناسی توصیفی بهره گرفته است. مشارکت‌کنندگان شامل شش گیم‌استریمر حرفه‌ای با سبک‌های متنوع در پلتفرم‌هایی چون توییچ، یوتیوب و آپارات بودند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با روش هفت‌مرحله‌ای کولایزی تحلیل شد. یافته‌ها نشان می‌دهند استریم بازی برای گیم‌استریمرها سبک زندگی خلاقانه و فضایی برای بیان خود است. پنج مضمون اصلی شناسایی شد: (۱) نقد ساختارهای بومی و گسست دیجیتال، (۲) هویت و بازنمایی در بستر دیجیتال، (۳) ارتباط انسانی و پیوندهای عاطفی، (۴) چالش‌های خلاقیت و عملکرد رسانه‌ای، و (۵) سبک زندگی گیم‌استریمر. مطالعه نشان می‌دهد گیم‌استریمینگ فارسی یک اکوسیستم فرهنگی-رسانه‌ای در حال شکل‌گیری در ایران است که در آن گیم‌استریمرها با محدودیت‌های فنی، حساسیت‌های فرهنگی و پویایی‌های جنسیتی روبرو هستند و هویت حرفه‌ای خود را می‌سازند. این پژوهش به فهم گیم‌استریمینگ در بافت اجتماعی-فرهنگی ایران کمک می‌کند و شکاف میان مطالعات جهانی و بومی را پر کرده و بینش‌هایی درباره پویایی‌های پلتفرم، مسائل جنسیتی و کنشگری فرهنگی ارائه می‌دهد

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

مطالعه نقش عکاسی مستند در بازنمایی فرهنگ با رویکرد قوم‌نگاری در ایران

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.51511.2939

زهره صحت

چکیده عکاسی مستند با دلالت بر آنجا بودگی یکی از اصلی ترین شاخه های عکاسی است که به ثبت و بازنمایی اشیاء، رویدادها و صحنه های مختلف جهان پیرامون ما می پردازد. هدف پژوهش مطالعه نقش عکاسی مستند در بازنمایی فرهنگ با رویکرد قوم نگاری در ایران است و به این پرسش را پاسخ می دهد که عکاسی مستند چگونه می تواند به بازنمایی فرهنگ با رویکرد قوم نگاری بپردازد. روش شناسی پژوهش،‌ کیفی با رویکرد قوم نگاریِ تفسیری به توصیف- تحلیل، ‌عکاسی مستند در بازنمایی فرهنگ در ایران می پردازد. نوع داده های کیفی پژوهش شامل تصاویر(عکس) است. روشِ نمونه گیری هدفمند ترکیبی و جامعه پژوهش شامل عکاسان مستند ایرانی است. از بین 30 عکس انتخاب شده 6 عکس که با معیارهای پژوهش همگن تر بودند، انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده های کیفی به شیوه تحلیل محتوای مضمون با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام و در نتیجه عکاسان مستند در ایران فرهنگ را به سه شیوه شرح واقع گرایانه، شرح اعتراف گرایانه، و شرح برداشت گرایانه شرح، توصیف و بازنمایی کرده اند.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

تحلیل کاربردشناختی و زبان‌جامعه‌شناختیِ گسست ارتباطی در انیمیشن «ران اشتباه می‌کند»

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.52303.2968

الهه کمری

چکیده این مقاله به تحلیل زبان‌شناختی انیمیشن «ران اشتباه می‌کنه (2021)» می‌پردازد و تقابل میان ارتباط الگوریتمی و ارتباط انسانی را در عصر دیجیتال بررسی می‌کند. هدف اصلی، تحلیل کارکردهای انتقادی زبان «ناقص» ربات معیوب، ران، برای آشکار ساختن محدودیت‌های ارتباطات قاعده‌مند و ماهیت هویت اجتماعی است. این پژوهش با استفاده از روش کیفی توصیفی-تحلیلی، گفتگو‌ها و صحنه‌های کلیدی انیمیشن را در چارچوب نظریات کاربردشناسی (مشخصاً اصول همکاری گرایس و نظریه کنش‌های گفتاری) و زبان‌شناسی اجتماعی تحلیل می‌کند. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که ران به طور مداوم اصول همکاری گرایس (کمیت، کیفیت، ارتباط و شیوه) را نقض کرده و در درک نیروی کنشی-گفتاری ناتوان است. این نقص‌های زبانی، که در ابتدا منبع کمدی و انزوای اجتماعی هستند، به تدریج به یک «ضد-زبان» برای شکل‌گیری یک هویّت جایگزین و روابط اجتماعی اصیل تبدیل می‌شوند. در مقابل، زبان بی‌نقص و استاندارد «بی-بات»های دیگر، نمادی از ارتباطات سطحی و هویّت‌های همسان‌شده در شبکه‌های اجتماعی است. این تقابل نشان می‌دهد که شکست در رعایت قواعد کاربردشناختی، می‌تواند به طور متناقضی به ایجاد ارتباطی عمیق‌تر و معنادارتر منجر شود. نتایج نشان می‌دهد که این انیمیشن از طریق نمایش گسست‌های ارتباطی، استدلال می‌کند که ارتباط انسانی واقعی، «پرهرج‌ومرج» و ناقص است.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

ترکیب فرهنگ رفتاری و هوش مصنوعی در تحلیل سوگیری‌های شناختی سرمایه‌گذاران بازار سرمایه ایران

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.52273.2966

مهدی رستم نیا، سید عباس حسینی غفار، علی اسماعیلی

چکیده سوگیری‌های شناختی می‌توانند موجب درک نادرست از اطلاعات، تحلیل‌های اشتباه و در نهایت تصمیمات مالی زیان‌بار شوند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل این سوگیری‌ها در بازار سهام ایران طراحی شده و از الگوریتم‌های یادگیری ماشین به‌منظور مدل‌سازی رفتار سرمایه‌گذاران استفاده کرده است. داده‌های مربوط به ۱۰ نماد منتخب از بازار سهام ایران طی یک بازه مشخص زمانی جمع‌آوری، پیش‌پردازش و برای آموزش مدل‌های یادگیری ماشین آماده‌سازی شدند. در این تحقیق، دو الگوریتم رگرسیون لجستیک و جنگل تصادفی به‌منظور مقایسه عملکرد مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که مدل جنگل تصادفی با دقت ۹۷ درصد، عملکرد به‌مراتب بهتری نسبت به مدل رگرسیون لجستیک با دقت ۷۱ درصد داشته است. این نتایج گویای کارایی بالاتر الگوریتم‌های پیچیده‌تر در درک و تحلیل رفتارهای غیرمنطقی سرمایه‌گذاران است. پژوهش حاضر بدون هرگونه سوگیری در انتخاب مدل‌ها انجام شده و کلیه نتایج به‌صورت شفاف و قابل بازتولید ارائه شده‌اند. هدف اصلی، ارتقای تصمیم‌گیری منطقی در بازار سرمایه با اتکا بر تحلیل داده‌محور و ابزارهای هوش مصنوعی است. در انتها نشان می دهیم هر کدام از سوگیری های شناختی به دست آمده تجلی رفتاری خاصی در بازار مالی ایران دارد و متاثر از ریشه های فرهنگی مردم است.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

نقش برنامه های تلویزیونی در ترویج یا تغییر سبک شعری معاصر با رویکرد نظریۀ دریافت

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.53211.2995

داریوش ذوالفقاری، منصور نیک پناه

چکیده در دهه‌های اخیر، تلویزیون در ایران به‌عنوان رسانه‌ای فراگیر، نقشی اساسی در شکل‌دهی به فرهنگ عمومی و سلیقه‌ی هنری ایفا کرده‌است. برنامه‌های ادبی تلویزیون، به‌ویژه آن‌هایی که به شعر فارسی اختصاص دارند، می‌توانند جریان‌های شعری معاصر را ترویج یا دگرگون سازند. هدف پژوهش حاضر، تحلیل نقش برنامه‌ی تلویزیونی «سرزمین شعر» در ترویج یا تغییر سبک‌های شعری معاصر با تکیه بر نظریه‌ی دریافت است. این تحقیق با رویکرد کیفی و در چارچوب نظریه‌ی دریافت انجام شده است. داده‌ها از طریق تحلیل محتوای برنامه و مصاحبه‌های عمیق با گروهی از مخاطبان گردآوری شد. در تحلیل محتوایی، ساختار، زبان، سبک شعری، شیوه‌ی داوری و بازنمایی تصویری و موسیقایی برنامه بررسی گردید. مصاحبه‌ها نیز برای ارزیابی نحوه‌ی رمزگشایی مخاطبان و تأثیر برنامه بر ذائقه‌ی شعری آن‌ها انجام شد .نتایج نشان داد که برنامه تلویزیونی «سرزمین شعر» در لایه‌های مختلف خود، معنا را از طریق انتخاب شاعران، ساختار رقابتی، لحن داوری و نشانه‌های بصری رمزگذاری کرده و در نتیجه نوعی ذائقه‌ی مشروع در عرصه‌ی شعر معاصر ایجاد نموده‌است.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

کاوشی برساخت هویت دیجیتال در میان سلبریتی‌های ورزشی در شبکه‌های اجتماعی

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.53910.3021

محمدحسین قربانی، ابراهیم علیدوست قهقرخی، حسین رجبی نوش آبادی

چکیده سلبریتی‌های ورزشی در عصر فضای دیجیتال از طریق پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی هویت‌های چندوجهی ایجاد می‌کنند که فراتر از عملکرد ورزشی آنها است. این مطالعه بررسی می‌کند که چگونه سلبریتی‌های ورزشی هویت‌های دیجیتال خود را در محیط‌های آنلاین می‌سازند و به اشتراک می‌گذارند. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و با استفاده از روش فراترکیب به عنوان مسیر اجرا در جمع آوری و تحلیل داده ها انجام شد. جامعه آماری تحقیق حاضر، کلیه مقاله های مرتبط با حوزه هویت دیجیتال در میان چهره‌های مشهور ورزشی است که در پایگاه‌های اطلاعاتی ساینس دایرکت، پروکوئست، اسکوپوس، تیلور & فرانسیس، سیج و پابمد از سال 2015 تا 2025 چاپ شده است. این تحقیق با ترکیب یافته‌های مطالعات کیفی در مورد برساخت هویت دیجیتال در میان چهره‌های مشهور ورزشی در شبکه‌های اجتماعی پنج مضمون اصلی هویت اصیل و چندلایه؛ هویت دیجیتال زیسته؛ برندسازی قهرمانانه؛ فردیت ورزشی در حال گذار؛ و شخصیت اجتماعی معنادار و ارزشمند را شناسایی می‌کند که هویت دیجیتال سلبریتی‌های ورزشی را توصیف می‌کنند. این مضامین، ماهیت در حال تکامل، استراتژیک و فرهنگی شکل‌گیری هویت دیجیتال در میان سلبریتی‌های ورزشی را آشکار می‌کند.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

شناسایی ظرفیت‌های رسانه‌های اجتماعی برای بازاریابی سریال‌های الف ‌ویژه صداوسیما

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.54225.3031

سید بشیر حسینی اسفیدواجانی، مهدی تازیکه

چکیده هدف پژوهش حاضر «شناسایی ظرفیت‌های رسانه‌های اجتماعی برای بازاریابی سریال‌های الف ‌ویژه صداوسیما» است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، اکتشافی است و با اتکا بر چارچوب نظری آمیخته بازاریابی و بازاریابی ویروسی و با تطبیق آن‌ها با رسانه‌های اجتماعی و محصولات رسانه‌ای، به کاوش در این زمینه پرداخته است. داده‌ها از طریق ۱۶ مصاحبۀ عمیق نیمه‌ساختاریافته با تهیه‌کنندگان و عوامل تولید سریال‌های تلویزیونی و الف ‌ویژه، مدیران سازمان صداوسیما و متخصصان بازاریابی و فضای مجازی، با نمونه‌گیری هدفمند گردآوری و با روش تحلیل مضمون و کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. یافته‌ها در هفت مضمون اصلی صورت‌بندی می‌شود: ظرفیت‌های «محتوایی»، «تولیدی»، «پلتفرمی»، «تعاملی»، «اقتصادی»، «سازمانی» و «بین‌المللی». نتایج بیانگر آن است که هم‌خوانی سوژه، ژانر و شخصیت‌پردازی با زیست امروز مخاطب و منطق رسانه‌های اجتماعی، شرط شکل‌گیری خودبه‌خودی تیزرها، کلیپ‌ها و گفت‌وگو پیرامون سریال است و حجم تولید سنگین، در صورت برنامه‌ریزی، منبعی برای ساخت نشان تجاری سریال است؛ اما نبود راهبرد پلتفرمی، کمپین‌های ۳۶۰ درجه، تقسیم متوازن بودجه و موانع ساختاری، مانع بالفعل‌شدن این ظرفیت‌هاست. جمع‌بندی نتایج، ضمن تأیید و بومی‌سازی چارچوب‌های آمیخته بازاریابی و بازاریابی ویروسی، ضرورت گذار از نگاه تبلیغیِ تک‌بعدی به رویکردی زیست‌بوم‌محور، تعاملی و داده‌محور را نشان می‌دهد.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

فرآیند الگوریتمی شکل‌گیری انزوای اطلاعاتی در مواجهه کاربران با اخبار سیاسی در اینستاگرام

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.53460.3007

جهاندار امیری، امیر محمد زرقانی

چکیده چکیده

هدف: با توجه به نقش روزافزون اینستاگرام به عنوان یک منبع خبری و نگرانی از شکل‌گیری «حباب فیلتر»، این پژوهش با هدف تبیین فرآیند شکل‌گیری حباب فیلتر در مواجهه کاربران با اخبار سیاسی در پلتفرم اینستاگرام انجام شده است.

روش: این مطالعه به روش کیفی و با رویکرد نظریه داده‌بنیاد انجام پذیرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۰ کاربر و ۶ کارشناس، مشاهده غیرمشارکتی پروفایل‌ها و مطالعه اسناد (کامنت‌ها) گردآوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی در نرم‌افزار مکس‌کیودا تحلیل شدند.

یافته‌ها: یافته‌ها به ارائه «مدل پارادایمی تعامل سه‌گانه» منجر شد که نشان می‌دهد حباب فیلتر در نتیجه کنش هدفمند کاربر، تقویت الگوریتمی و نقش تسهیل‌گر شبکه اجتماعی شکل می‌گیرد.. پیامد نهایی این فرآیند، تعمیق انزوای اطلاعاتی، تقویت سوگیری تأیید و تشدید قطبی‌سازی سیاسی است.

نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از آن است که حل چالش حباب فیلتر مستلزم مداخله همزمان در سه سطح «ارتقای سواد رسانه‌ای کاربران»، «شفافیت الگوریتمی» و «توجه به بستر شبکه‌های اجتماعی» است.

مطالعه در حوزه های رسانه و فرهنگ، ارتباطات

تکانه های اقتصاد سیاسی و فرسایش سرمایه فرهنگی: مطالعه‌ای درباره کاربرد رسانه ها توسط طبقه متوسط ایران در عصر تحریم

https://doi.org/10.30465/ismc.2026.54730.3054

علی اصغر سعیدی، حمید عبداللهیان، سپیده پیری

چکیده این مقاله به مطالعه و تفسیر آثار تکانه‌های اقتصاد سیاسی، از جمله تحریم‌های بین‌المللی، بر طبقه متوسط ایران می‌پردازد و نشان می‌دهد که این فشارها به فرسایش سرمایه فرهنگی، تضعیف نقش‌های اجتماعی و تغییر الگوهای مصرف رسانه‌ای این طبقه منجر می شوند. مقاله در آغاز، مسئله پژوهش را در پیوند میان بحران‌های اقتصادی، دگرگونی موقعیت طبقه متوسط و پیامدهای اجتماعی آن صورت‌بندی می‌کند. تمرکز اصلی مقاله بر تأثیر این تحریم‌ها بر طبقه متوسط است.

از نظر نظری، مقاله از دیدگاه‌های مارکس، وبر، بوردیو و هالبواکس درباره طبقه، سرمایه فرهنگی، منزلت اجتماعی و حافظه جمعی، استفاده اما بر چارچوب تفسیری وبر و بوردیو اتکاء می‌کند.

مقاله استدلال می‌کند که هنگامی که فشارهای معیشتی تشدید می‌شود، بخشی از طبقه متوسط ناگزیر از کاهش مصرف فرهنگی، محدود کردن مشارکت اجتماعی، با اولویت‌های فوری معیشتی می‌شود. در چنین وضعیتی، رسانه‌ها نیز برای این طبقه کارکردی دوگانه می‌یابند: از یک سو به ابزار آگاهی‌بخشی، حفظ پیوندهای اجتماعی، بازنمایی نارضایتی و انتقال تجربه‌های زیسته تبدیل می‌شوند و از سوی دیگر، در شرایط بحران، می‌توانند به فضایی برای اضطراب، ناامیدی، قطبی‌شدن و فرسایش اعتماد اجتماعی بدل شوند. نتایج نشان می‌دهد که حمایت از طبقه متوسط برای تحقق توسعه پایدار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در ایران ضرورت دارد.