محسن نیازی؛ الهام شفائیمقدم
دوره 2، شماره 1 ، بهار و تابستان 1391، ، صفحه 99-127
چکیده
امروزه رسانههای جمعی، بهمنزلة شاهراه اطلاعاتی جوامع، و نقش آنها در فرهنگ و ابعاد گوناگون هویت انسانی، بهویژه هویت ملی، مورد توجه صاحبنظران و محققان علوم انسانی ـ اجتماعی قرار گرفته است. در این ارتباط رویکردها و رهیافتهای نظری متفاوتی عرضه شده است. نظریة ارتباطات گلولهای بر شکلگیری ...
بیشتر
امروزه رسانههای جمعی، بهمنزلة شاهراه اطلاعاتی جوامع، و نقش آنها در فرهنگ و ابعاد گوناگون هویت انسانی، بهویژه هویت ملی، مورد توجه صاحبنظران و محققان علوم انسانی ـ اجتماعی قرار گرفته است. در این ارتباط رویکردها و رهیافتهای نظری متفاوتی عرضه شده است. نظریة ارتباطات گلولهای بر شکلگیری هویت بر مبنای رسانهها تأکید کرده است. دربرابر، برخی صاحبنظران به قدرت تحلیل اطلاعات و فرهنگ بهرهوری از رسانهها اشاره کردهاند. در این میان، برخی نیز با عرضة رویکرد تعادلی بر نقش دوگانه و متناقض رسانهها در شکلدهی و فرسایش هویت ملی تأکید داشتهاند. با توجه به موارد فوق، هدف اساسی این مقاله بررسی میزان و نوع محتوای برنامههای مورد استفاده از رسانههای تلویزیون و ماهواره و اینترنت و میزان گرایش به هویت ملی شهروندان و نیز چگونگی رابطه بین متغیرهای فوق در جامعة آماری مورد مطالعة کاشان، بهمنزلة شهری سنتی و در معرض نوگرایی، است. این پژوهش از نوع مطالعة پیمایش بوده است و دادههای تحقیق با استفاده از روش پرسشنامه توأم با مصاحبه جمعآوری شده است. برای سنجش متغیرهای اصلی و وابستة تحقیق از ده گویه در قالب طیف لیکرت استفاده شده است. اعتبار و روایی طیف با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی و با توجه به نتایج آزمون (84/0=a) تأیید شده است. درمجموع، یافتههای تحقیق و نتایج محاسبات آماری مربوطه رابطة معنیدار و مثبت بین میزان استفاده از تلویزیون و میزان گرایش به هویت ملی (252/0=Tb) و نیز رابطة معنیدار و منفی بین میزان استفاده از ماهواره و اینترنت با میزان گرایش به هویت ملی را بهترتیب با 199/0- و 271/0-=Tc در سطح اطمینان 99% تأیید کرده است. همچنین، نتایج آزمون کایاسکوئر معنیداری رابطه بین نوع محتوای برنامههای مورد استفاده از تلویزیون و ماهواره و اینترنت با میزان گرایش به هویت ملی را تأیید کرده است. نتایج تحلیل رگرسیون با ضریب بتای 276/0- تأثیر منفی متغیر میزان استفاده از ماهواره و با ضریب بتای 268/0 تأثیر مثبت میزان استفاده از تلویزیون در میزان گرایش به هویت ملی پاسخگویان را نشان میدهد.
عبدالرحمن حسنیفر؛ الهه ابوالحسنی
دوره 1، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1390، ، صفحه 21-47
چکیده
رسانهها با انتقال ارزشها، هنجارها، و الگوها به مخاطبان باعث همنوایی و همسویی و تجانس فکری و عملی افراد جامعه میشوند. به عبارت دیگر، از آنجا که امروزه افراد اجتماع بهطور گستردهای با رسانهها در ارتباطاند، از طریق آنها میاندیشند، دنیا را از رهگذر آنها میشناسند، و رفتارهای خود ...
بیشتر
رسانهها با انتقال ارزشها، هنجارها، و الگوها به مخاطبان باعث همنوایی و همسویی و تجانس فکری و عملی افراد جامعه میشوند. به عبارت دیگر، از آنجا که امروزه افراد اجتماع بهطور گستردهای با رسانهها در ارتباطاند، از طریق آنها میاندیشند، دنیا را از رهگذر آنها میشناسند، و رفتارهای خود را براساس الگوهای برگرفته از آنها سامان میدهند. در این زمینه، تلویزیون، ورای نقش رسانهایاش، جایگاه خاص و نقش عمدهای در جامعۀ ایران دارد و همین مبنای تمرکز بر آن پیشزمینة عملیاتیکردن موضوع مقاله شده است؛ زیرا امروزه تلویزیون در هر خانهای حضور پرقدرت دارد و این بهسبب جذابیت آن است. یکی از موضوعات مرتبط با ماهیت عملکردی تلویزیون حوزۀ نقد است. نقد را به صورتهای متفاوت میتوان در تلویزیون نمایاند که برگزاری جلسات مناظره یکی از آنهاست. در این میان، برای دستیابی به هر هدفی، شناخت ماهیت آن موضوع اهمیت زیادی دارد. در مورد مناظره در تلویزیون نیز فهم نقد در ابتدا و شناخت توانایی و ظرفیت تلویزیون در حوزۀ روشهای آن، از جمله مناظره، بسیار مهم است. در این مقاله، براساس مدلهای نظری انباشتی و شناختی بر پایة چهارچوب کاشت، نقش تلویزیون با توجه به تبیین مفهوم نقد و مباحث مربوط به آن و شیوة مناظره در حکم ابزاری آگاهیبخش بررسی شده است. یافتهها براساس بررسی کارشناسی و اسنادی با رویکرد استنباطی و تحلیلی در ابتدا حکایت از لزوم شناخت نقد دارد، بدین مفهوم که نقدی نقد محسوب میشود که به مبانی و یا نتایج یک موضوع مربوط شود وگرنه نقد بهحساب نمیآید. از طرف دیگر و در مرحلۀ بعد، مناظره در حکم یک مجرا و یک منشأ عملیاتیشدن نقد باید معطوف به موضوعی مشخص و جزئی باشد و در آن ویژگیها و مؤلفههای نظریة نقد با توجه به تلویزیون در حکم ابزاری آگاهیبخش و اطلاعرسان در گسترۀ عمومی و هماهنگ با مصالح و منافع عمومی لحاظ شود.